زندگینامه سید محمد حسن طباطبائی

 

زندگینامه ایت الله بروجردی

زندگینامه ایت الله بروجردی

ایت الله سید حسین بروجردی طباطبائی یکی از علمای به نام و از مراجع تقلید بزرگ آن زمان بود .ایشان علاوه بر تربیت شاگردانی برزگ همچون امام خمینی و  …تالیف کتابهای فراوان در زمینه های گوناگون در مبارزه بر علیه رژیم پهلوی تلاش های بسیاری کردند .

 

ولادت

سید حسین بروجردی در صفر سال ۱۲۹۲ق در بروجرد به دنیا آمد. پدرش سید علی طباطبایی، از علمای شهر و مادرش سیده آغابیگم، دختر سید محمدعلی طباطبائی بود. نسب ایشان، با ۳۲ واسطه به امام دوم شیعیان حسن مجتبی می‌رسد.

 

فرزندان ایت الله بروجردی 

سید محمدحسن طباطبائی بروجردی در سال 1304ش در بروجرد متولد شد. نوشتن اکثر امور استفتائی آیت الله بروجردی به عهده ایشان بود. وی در سال1356ش در شهر قم دار فانی را وداع گفت.

سید احمد طباطبائی بروجردی در سال 1316ش در بروجرد متولد شد و در جوانی و در سال 1352ش در قم از دنیا رفت.

آغا فاطمه احمدی طباطبایی، دختر بزرگ آیت الله بروجردی و همسر سید جعفر احمدی، بود که در سال 1372ش و در 80سالگی در قم درگذشت.

آغا سکینه احمدی، دختر دوم ایشان است و در سال 1312ش به دنیا آمد. او همسر سید محمد حسین علوی طباطبایی بروجردی بود

 

دوران تحصیل، ازدواج

وقتی هفت ساله شد پدرش او را به مکتب فرستاد تا به تحصیل اشتغال ورزد.در سن هیجده سالگی- 1310- به اصفهان که در آن روزگار حوزه علمی گرمی داشت رهسپار گردید.پس از ورود به اصفهان مدت چهار سال با جدیت و پشتکار مخصوص به خود، سرگرم تکمیل معلومات خود و کسب فیض از محضر استادان بزرگ فن شد.

در سال 1314 که بیست و دو بهار را پشت سر می گذاشت، به دستور پدر به بروجرد احضار شد، او گمان می کرد پدرش می خواهد او را برای ادامه تحصیل به نجف اشرف که بزرگترین حوزه علمیه شیعه بود بفرستد، ولی پس از ورود و دیدار پدر و بستگان مشاهده می کند که علی رغم انتظار او، مقدمات ازدواج و تأهل او را فراهم کرده اند.
از این پیش آمد اندوهگین می شود و چون پدر علت اندوه و تأثر او را می پرسد می گوید:
« من با خاطر آسوده و جدیت بسیار سرگرم کسب دانش بودم ولی اکنون بیم آن دارم که تأهل میان من و مقصدم حائل گردد و مرا از تعقیب مقصود و نیل به هدف باز دارد! »

پدر به وی می گوید:
فرزند! این را بدان که اگر به دستور پدرت رفتار کنی امید است که خداوند به تو توفیق دهد تا به ترقیات مهمی نائل شوی. گفته پدر تأثیر بسزائی در وی می بخشد و او را از هر گونه تردید بیرون آورده و بالاخره پس از ازدواج و اندکی توقف مجدداً به اصفهان برگشته پنج سال دیگر به تحصیل و تدریس علوم و فنون مختلفه اهتمام می ورزد.

در سال 1318 قمری مجدداً پدرش از بروجرد او را می خواند، ولی این بار خاطر نشان می سازد که قصد دارم تو را به نجف اشرف بفرستم، دانشمند نابغه جوان هم با اشتیاق زایدالوصفی بار سفر بسته، اصفهان را به قصد بروجرد ترک می گوید.
آیت الله بروجردی در آن موقع بیست و هفت سال داشت، مجتهد مسلم بود و همه، او را به نبوغ و احاطه در فقه و اصول و حکمت می ستودند، به طوری که از عالمین با فضیلت به شمار می آمد.

 

 

تحصیل  واقامت در نجف

سید حسین بروجردی در 27 سالگی از بروجرد به نجف رفت و در درس آخوند خراسانی شرکت و نه سال از محضر درس ایشان استفاده کرد. دیگر اساتید ایشان در نجف سید کاظم یزدی و شریعت اصفهانی بودند.

در سال 1345ق رئیس اداره ثبت احوال بروجرد، شخصی بهایی را به معاونت خود منصوب کرد. همچنین مراسمی با حضور زنان برهنه، در سطح شهر به راه افتاده بود. این اخبار به گوش آیت الله بروجردی رسید، ایشان در اعتراض به این رفتار، قصد مسافرت به عتبات کرد؛ ولی فرماندار بروجرد مسئول اداره ثبت احوال را برکنار کرد. گرچه بعد از چند ماه بر اثر اعمال خلاف شرع مسئولین کشوری، به طرف عتبات رفته و در نجف ساکن گردید

در جریان تحصن علما در قم علیه اعمال رضاشاه پهلوی، علمای نجف تصمیم گرفتند اعتراض خود را به گوش رضاشاه برسانند، بنابراین آیت الله بروجردی و شیخ احمد شاهرودی را به نماینده خود انتخاب کردند تا با علمای قم دیدار کنند؛ اما ماموران شاه این دو را در قصر شیرین دستگیر کرده و به تهران منتقل کردند. وقتی رضاشاه به دیدار آیت الله بروجردی آمد، وی بعد از نصیحت شاه اعلام کرد قصد سفر به مشهد را دارد.

 

اقامت در مشهد ایت الله بروجردی 

ایشان بعد از ماجرای دستگیری در قصر شیرین و انتقال به تهران، مستقیماً از تهران به سوی مشهد حرکت کرد و مدت 8ماه در مشهد اقامت داشت. به درخواست آیت الله محمد کفائی (فرزند آخوند خراسانی) و آیت الله سید حسین طباطبایی قمی، شب‌ها در مسجد گوهرشاد، نماز جماعت اقامه می‌کرد.

آیت الله بروجردی بعد از 8ماه تصمیم گرفت به بروجرد برگردد که در راه بازگشت در قم توقف کرد و شیخ عبدالکریم حائری، از ایشان خواست در قم بماند و تدریس کند.

 

زندگینامه ایت الله بروجردی

زندگینامه ایت الله بروجردی

بازگشت به بروجرد آیت الله بروجردی 

اصرار طبقات مختلف بروجرد و درخواست‌­های مکرر از آیت الله بروجردی برای بازگشت به بروجرد، باعث شد ایشان تصمیم به بازگشت بگیرد.

سید حسین بروجردی در سال 1364ق برای معالجه از بروجرد به تهران آمد. در این هنگام چند نفر از فقهای سرشناس حوزه علمیه قم خصوصا امام خمینی از آیت­ الله بروجردی جهت اقامت در قم و قبول مرجعیت شیعه و مدیریت حوزه دعوت کردند

 

اقامت در قم آیت الله بروجردی 

سرانجام ایشان در 26صفر1364ق وارد قم شده و برخی علماء از جمله امام خمینی، سید محمد محقق داماد و مرتضی حائری برای نشان دادن اهمیت دروس ایشان و تشویق فضلا به حضور درآن دروس، همراه با شاگردان خود در مجالس درس ایشان حضور می­ یافتند.

همچنین سید صدرالدین صدر که در صحن حرم حضرت معصومه(س) اقامه نماز جماعت می­ کرد، جایگاه نماز خود را به آیت الله بروجردی واگذار کرد. سید محمد حجت، جایگاه تدریس خود را در اختیار وی قرار داد. سید محمد تقی خوانساری نیز برای احترام در درس ایشان شرکت می‌کرد.

 

ویژگی­‌های اخلاقی آیت الله بروجردی 

اخلاص: او خدا را با تمام وجود باور کرده بود، هر وقت سخن از خدمات ایشان به میان می‌آمد، می‌گفت: “خلص العمل فان الناقد بصیر؛ عمل خود را خالص کن زیرا بازرس عمل بسیار بیناست.”
اشتیقاق به فراگیری علم: ایشان تا آخر عمر لحظه­ای دست از کسب علم و معرفت برنداشت. از ایشان نقل است که: “من از مطالعات علمی خسته نمی‌­شوم، بلکه هر‌گاه از کارهای دیگر خسته می‌­شوم، با مطالعات علمی خستگی خود را رفع می‌کنم.”
سعه صدر: او در عین قدرت و توانایی، تملک نفس نشان داده، بی‌مهری ­های مخالفان خود را با شرح صدر شگفت­ انگیزی نادیده می‌گرفت و از لغزش­های آنان صرف نظر می‌کرد و این خود یکی از عوامل بسیار مهم و شدید التأثیر در سازمان یافتن ریاست کامل و و بلامنازع برای او بود
اهتمام به دین: در آخرین روزهای عمرشان وقتی خبر دادند پرفسور موریس متخصص قلب، از پاریس برای معالجه ایشان به قم آمده است. ایشان را به حضور نپذیرفتند و از همراهان خواستند اتاق را مرتب کنند و شانه­‌ای به ایشان بدهند تا محاسن خود را مرتب کند و وقتی به ایشان عرض کردند، اشکالی ندارد، چون حال شما خیلی خوب نیست، گفته بود: “من امروز پیشوای مسلمین هستم، نباید در مقابل یک بیگانه به این حال باشم.”
مقابله با عوام زدگی: در مسائل مربوط به عزاداری امام حیسن(ع) که‌گاه آلوده با کارهای خلاف می­ شد و بعضی حاضر نیستند تذکر لازم را به این افراد بدهند، او وظیفه خود را انجام می­ داد و از هیچ چیز باک نداشت.

کظم غیظ: آیت الله بروجردی در امور دنیایی با خود عهد کرده بود، اگر عصبانی شود یک سال تمام روزه بگیرد و یک بار که عصبانی شد، یک سال تمام (به غیر از روزهای حرام) روزه گرفت.
آرزوی شهادت: آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی نقل می‌کند: “مرحوم آیت­ الله بروجردی بسیار اظهار تأسف می­ کردند، به سبب این که با فراهم شدن زمینه شهادت این فیض بزرگ را درک نکردند و به مقام شهادت نایل نشدند.”
روشن بینی:مرتضی مطهری می‌گوید: “یکی از مزایای برجسته آیت الله بروجردی که نماینده طرز تفکر روشن وی بود، علاقه­ مندی وی به تأسیس دبستان­ها و دبیرستان­های جدید تحت نظر سرپرستان متدین بود که دانش آموزان را هم علم بیاموزند و هم دین. ایشان دیانت مردم را در بی‌­خبری و بی‌­اطلاعی و بی‌­سوادی جستجو نمی­ کرد، بلکه معتقد بود که اگر مردم عالم شوند و دین هم به طور صحیح و معقول به آنها تعلیم گردد، هم دانا خواهند شد و هم متدین. آن مقداری که من اطلاع دارم، مبالغ زیادی از وجوه و سهم امام را اجازه داد که صرف تأسیس بعضی از دبیرستان­ها شود.

 

دیدگاه‌ها آیت الله بروجردی 

سید حسین بروجردی از دارالتقریب که در سال 1327شمسی در قاهره با دبیر کلی شیخ محمد تقی قمی شکل گرفت، حمایت می‌کرد. محمد واعظ‌زاده خراسانی از شاگردانش که با دارالتقریب مصر ارتباط داشت، می‌گوید توجه آیت الله بروجردی به تقریب مذاهب اسلامی نشانگر اهتمام وی به وحدت و انسجام مسلمانان است. آیت الله بروجردی معتقد بود که شیعه در عصر حاضر باید بر مقام علمی اهل بیت تأکید ورزد مسلماً اگر شیعه به استناد حدیث ثقلین به مرجعیت علمی اهل بیت اکتفا کند قادر خواهد بود که دشمنی‌های بیهوده را کنار بزند و همه مسلمانان را پیرامون محاسن کلام عترت و فقه با عظمت اهل بیت جمع کند. وی که قرآن را مایه وحدت مسلمانان می‌دانست، درباره عدم تحریف در قرآن می‌گفت:

هر کس از کیفیت نزول قرآن و حفظ آن خبر داشته باشد حتی احتمال تحریف در آن را نمی‌دهد و خواهد دانست که امکان تحریف وجود نداشته‌است. به مجردی که آیه‌ای یا سوره‌ای نازل می‌گردید و رسول اکرم آن را بر مردم تلاوت می‌فرمود صدها نفر آن را از برمی‌کردند و مرتباً آن را تکرار نموده و هر روز و شب تلاوت می‌کردند، بطوری که اگر در محیط اسلامی مدینه و جاهای دیگر، کسی یک کلمه را زیر و رو می‌کرد، همه او را تخطئه می‌کردند، نظیر شعر یا قصیده معروفی که اگر کسی آن را به غلط بخواند مردم بخصوص ادیبان، خطای او را می‌گیرند. روایات تحریفیه، سه چهارم آنها را یک نفر بنام احمد بن محمد سیاری اوائل قرن سوم، جعل کرده‌است.

سرانجام در عصر او شیخ شلتوت مفتی و رئیس جامع الازهر، با فتوای خود کرسی فقه جعفری را در ردیف فقه مذاهب جهان اسلام قرار داد ومورد تأیید واقع گردیده و تثبیت شد. از اینرو، وی میرزا خلیل کمره‌ای را بهمراه سید محمود طالقانی و گروهی از روحانیون، به نمایندگی خود به قاهره فرستاد تا از شیخ محمود شلتوت مفتی اعظم و رئیس وقت دانشگاه الازهر مصر بخاطر فتوای تاریخی‌اش تشکر نمایند.

 

درگذشت آیت الله بروجردی 

او در 140 فروردین1340 (شوال1380قمری) در سن 86سالگی بر اثر بیماری قلبی درگذشت. پیکرش را در حرم فاطمه معصومه در قم به خاک سپردند.

در پی درگذشت آیت الله بروجردی، سفرا و نمایندگان کشورهای اسلامی ابراز همدردی کرده و کشورهای شوروی، آمریکا و انگلیس پرچم‌های سفارتخانه‌ها و کنسول‌گری‌های خود را در ایران به نشانه احترام به صورت نیمه افراشته نگه داشتند.

 

مرجعیت آیت الله بروجردی 

اگر چه بسیاری از مردم و عده­‌ای از بزرگان، در مدتی که آیت الله بروجردی در بروجرد بود، او را به عنوان مرجع تقلید خویش برگزیده بودند، دوره نخست مرجعیت ایشان به طور رسمی، با انتشار رساله عملیه آغاز شد. مراجع محلی که با آیت الله بروجردی آشنایی داشتند، مقلدان خود را به او ارجاع می­‌دادند

یک سال پس از اقامت آیت­ الله بروجردی در قم و بعد از ارتحال آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، اکثر مقلدان ایشان به آیت ­الله بروجردی رجوع کردند و بعد از رحلت آیت­ الله سید حسین طباطبائی قمی، آیت الله بروجردی، مرجع واحد جهان تشیع شد

 

 

منبع :ویکی

گردآوری :نماگرد

 

 

 

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.

کلیه حقوق برای وب سایت نماگرد محفوظ می باشد و کپی فقط با ذکر لینک پست مجاز است.