زندگینامه بزرگان دینمذهبی

زندگینامه امام حسن عسکری (ع)

اولین نفری باشید که امتیاز میدهد.

زندگینامه امام حسن زکی العسکری 

 

زندگینامه امام حسن عسکری
زندگینامه امام حسن عسکری

امام حسن عسکری پدر بزرگوار منجی جهان امام مهدی (عج )است .که در دوران زندگی  خود سختیهای و رنج های زیادی را متحمل شدند .  مردمدر این سالها همواره زیر نظر جاسوسان و مأموران حکومت عباسی بودو دوستان و یارانش خیلی سخت می توانستند با او تماس بگیرند. امام (ع) با صبوری و اخلاق نیکو کم کم مأموران تند خو و بد اخلاق حکومت را طوری عوض کرد که برخی از آنان ازیاران حضرت شدند. به وسیله ی همین مأموران بود که نامه ها و سؤالهای مسلمانان به دست امام می رسیدو حضرت به پرسش های آنان به صورت نامه یا پیام شفاهی پاسخ می داد.

 

ولادت امام حسن عسکری 

امام حسن عسکری (ع) در سال 232هجری در مدینه چشم به جهان گشود. مادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت را داشت، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد.

این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد. کنیه آن حضرت ابامحمد بود.

 

 نام ومشهورترین القاب امام حسن عسکری 

نامی که برای این مولود انتخاب گردید همتای نام جد بزرگوارش امام حسن مجتبی (ع)بود که تجدید کننده خاطرات نخستین ثمره ی باغ پر بار رسالت است .اسم آن بزرگوار حسن به معنای نیکو وصاحب جمال (اصل نام گذاری را خداوند انتخاب نموده و توسط پیامبر و امام قبلی معرفی شده اند.)و کنیه‌ مشهورش ابا محمد و ابن الرّضا(کنیه‌ای بوده که امام جواد و امام عسکری(ع ) هر دو با آن مشهور شده بودند.) است.

1- عسکری :به معنای سپاه ولشکر،از آنجا که پیشواى یازدهم به دستور خلیفه عباسى در سامراء، در محله عسکر(محل سکونت نظامیان ) سکونت اجبارى داشت، به همین جهت عسکرى نامیده مى‏شود
2- زکّی: به معنای طاهر وپاک
3- الصّامت: به معنای ساکت وخاموش وآرام و کسی که چهل بار به مکه رفته باشد
4- الرّفیق: به معنای همراه ودوست و یاری کننده
5- هادی:به معنای راهنما ومرشد وهدایت کننده (این لقب حضرت محمد (ص) و امام دهم هم بوده است)
6- تقی:به معنای پرهیزکردن و پرهیزگار
7- خالص:پاک ومطهرودورازآلودگی
8- مرضى : به معنای خشنود و مورد رضایت
9- سراج: به معنای آفتاب است

 

زندگینامه امام حسن عسکری
زندگینامه امام حسن عسکری

دوران کودکی امام حسن عسکری و تبعید به عراق :

با تولد امام حسن عسکری علیه‏السلام در سال 232ق، شور و نشاط ساکنان شهر مدینه و خانه با صفای امام هادی علیه‏السلام را فرا گرفت. بنی‏ هاشم از این تولد مبارک، مسرور شده و سجده شکر به جای آوردند. متأسفانه این شور و شادی، بعد از مدتی به حزن و اندوه خاندان علوی تبدیل شد. متوکل خلیفه عباسی و درباریان فاسد که نفوذ علمی و معنوی امام هادی علیه‏السلام را در شهر مدینه می‏دیدند، به وحشت افتاده و برای حفظ قدرت ظاهری خود، دستور حرکت امام علیه‏السلام را به دیار غربت عراق صادر کردند امام هادی علیه‏السلام به همراه فرزند عزیزش امام عسکری(ع) در سال یا 233یا234 ق از شهر مدینه حرکت و به شهر سامراء، مرکز حکومت خلیفه عباسی وارد شد.(طبق بعضی روایات آن حضرت در آن زمان بیشتراز سه سال داشته اند ) امام حسن عسکری علیه‏السلام به همراه پدر بزرگوار خود، در یکی از محله‏های سامراء ساکن شده در محلى که به نام‏«العسکر»یا«العسکرى‏» نامیده مى‏شد، یعنى محلى که محل سپاهیان و در واقع پادگان بود، یعنى خانه‏اى که در آن زندگى مى‏کردند برایشان انتخاب شده بود که مخصوصا در پادگان باشند و تحت نظر باشند
آنچه مسلم است آوردن این دو امام بزرگوار به«سامرا» ـ مرکز خلافت عباسی در آن عصر- از جهاتی شبیه سیاست مأمون در آوردن امام رضا(ع) به شهر خود بود؛ زیرا این نزدیکی کنترل روابط امام با شیعیان و شناسایی شیعیانی را که در سر تا سر بلاد اسلامی مناسبات نزدیکی با امام خود داشته و خطری برای حکومت به حساب می‌آمدند، برای دستگاه حاکمه آسانتر می‌کردامام عسکرى(ع)در دوران کودکى شاهد اهانتهاى متوکل عباسى به اهل‏بیت عصمت(ع)، به ویژه پدر بزرگوارش امام هادى(ع)، بود. او مى‏دیددشمن زیارت جدش امام حسین(ع)را ممنوع و حتى مزار مقدسش را با خاک یکسان‏کرده است. امام عسکرى(ع)یورشهاى ناجوانمردانه و دور از ادب ماموران حکومت‏به‏خانه پدرش را نیزمشاهده می کرد
در ایام کودکی امام حسن عسکرى (ع) شخصی (به گفته ایی بهلول )آن حضرت را دید که ایستاده است و بازی نمی‌کند و دیگر کودکان به بازی مشغولند، پنداشت بازی نکردن آن گرامی برای اسباب بازی است که سایر کودکان دارند و او ندارد به امام عرض کرد: برایت اسباب بازی بخرم؟ تا با کودکان دیگر به بازی بپردازی؟ امام فرمود: ما للعب خلقنا، ما برای بازی آفریده نشده‏ایم. آن فرد پرسید: پس برای چه آفریده شده‏ایم؟ امام فرمود: للعلم و العباده برای علم و عبادت؛ آن فرد پرسید: از کجا چنین می‏گویی؟ امام فرمود: از کلام خدای عزیز و جلیل، که در قرآن می‏فرماید: «افحسبتم انّما خلقناکم عبثاً و انّکم الینا لا ترجعون» آیا می‏پندارید شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما باز نمی‏گردید؟آن شخص گفت : شما هنوز کوچک هستید و به سن بلوغ نرسیده‌اید.کودک با کلامی دلنشین پاسخ داد: مادرم را دیدم که می‌خواست آتش روشن کند. او هیزمهای کوچک را در اجاق گذاشت و آتش زد، سپس هیزمهای بزرگ را در روی آنها گذاشت تا آتش بگیرند!آن شخص که از دانایی کودک در حیرت بود، پرسید: نام تو چیست؟!و پاسخ شنید: حسن عسکری(ع)

 

چهره  امام حسن عسکری 

امام یازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت. ابروهای سیاه کمانی، چشمانی درشت و پیشانی گشاده داشت. دندانها درشت و بسیار سفید بود. خالی بر گونه راست داشت.

امام حسن عسکری (ع) بیانی شیرین و جذاب و شخصیتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بی نظیر برای قرآن مجید بود. راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه برای اصحاب بزرگوارش – در ایام عمر کوتاه خود – روشن کرد.

 

زندگینامه امام حسن عسکری
زندگینامه امام حسن عسکری

دوران امامت امام حسن عسکری 

به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع) به سه دوره تقسیم می گردد:
دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت.
دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت.
دوره سوم نزدیک 6 سال امامت آن حضرت می باشد.

دوره امامت حضرت عسکری (ع) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود. خلفایی که به تقلید هارون در نشان دادن نیروی خود بلندپروازیهایی داشتند.

امام حسن عسکری (ع) از شش سال دوران اقامتش، سه سال را در زندان گذرانید. زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود، تا بتواند آن حضرت را – به وسیله آن دو غلام – آزار بیشتری دهد، اما آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراییده بودند.

وقتی از این غلامان جویای حال امام شدند، می گفتند این زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمی گوید.

عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات می کرد به احترام آن حضرت برمی خاست، و آن حضرت را بر مسند خود می نشانید. پیوسته می گفت: در سامره کسی را مانند آن حضرت ندیده ام، وی
زاهدترین و داناترین مردم روزگار است.

پسر عبیدالله خاقان می گفت: من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم. مردم را نسبت به او متواضع می یافتم. می دیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او می باشند.

با آنکه امام (ع) جز با خواص شیعیان خود رفت و آمد نمی فرمودند، دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت.

از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع) یکی نیز این بود که از طرف خلافت وقت، اموال و اوقات شیعه، به دست کسانی سپرده می شد که دشمن آل محمد (ص) و جریانهای شیعی بودند، تا بدین گونه بنیه مالی نهضت تقویت نشود.چنانکه نوشته اند که احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفا، والی اوقاف و صدقات بود در قم، و او نسبت به اهل بیت رسالت، نهایت مرتبه عداوت را داشت.

نیز اصحاب امام حسن عسکری، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود، کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختی در بغداد می زیستند، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی، پس از شهادت حضرت رضا (ع) معمول داشت، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترین نوع درگیری واداشته بود. این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی، این همه سختی را تحمل می کرد، و لحظه ای از حراست (و نگهبانی) موضع غفلت نمی کرد.

اینکه حضرت هادی (ع) و حضرت امام حسن عسکری (ع) هم از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما – جز با یاران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دینی خود به آنها مراجعه می نمودند – کمتر معاشرت می کردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدی (ع) نزدیک بود، و مردم می بایست کم کم بدان خو گیرند، و جهت سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید.

باری، امام حسن عسکری (ع) بیش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و ریاست روحانی اسلامی، آثار مهمی از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیانی که از راههای دور برای کسب فیض به محضر امام (ع) می رسیدند بر جای گذاشت.

در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی را تجدید کرد، و فرهنگ شیعی – که تا آن زمان شناخته شده بود – در رشته های دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون یعقوب بن اسحاق کندی ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعلیمات آن امام، گردید.

در قدرت علمی امام (ع) – که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه گرفته بود – نکته ها گفته اند. از جمله: همین یعقوب بن اسحاق کندی فیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد.

 

ازدواج امام حسن  عسکری 

امام حسن عسکری علیه‏السلام ، در کنار پدر بزرگوار خود، مراحل رشد و شکوفایی را گذراند، و از دریای معارف و فضیلت‏های پدر بهره‏مند شد. آن حضرت، مدتی قبل از شهادت پدر مهربانش، با یک دختر شایسته رومی به نام نرجس، که از نوادگان حضرت شمعون، وصی حضرت عیسی بود، ازدواج کرد. نرجس، در یکی از جنگ‏های مسلمانان با سپاه روم، به اسارت مسلمانان درآمده بود که توسط امام هادی علیه‏السلام خریداری و به امام حسن عسکری علیه‏السلام تزویج شد. او یکی از زنان پاکدامن و بزرگواری بود که دین مبین اسلام را اختیار و افتخار همسری امام را پیدا کرد. با ازدواج امام عسکری علیه‏السلام و نرجس، بارقه امید در دل‏های مؤمنان و شیفتگان و منتظران امام زمان روشن شد. اگرچه تاریخ دقیق ازدواج امام عسکری علیه‏السلام مشخص نیست، ولی به طور قطع ازدواج ایشان در زمان حیات امام هادی علیه‏السلام صورت گرفته است.

 

زندگینامه امام حسن عسکری
زندگینامه امام حسن عسکری

شهادت امام حسن عسکری 

در مورد علت مرگ حسن عسکری اختلاف نظر وجود دارد؛ بر اساس نظر شیعیان عسکری با سم خلیفه کشته شد، ولی سایرین معتقدند که وی بر اثر بیماری از دنیا رفته است. به گفته طبرسی، برخی از امامیه بر اساس حدیثی که به مقتضای آن، همه ائمه به شهادت از دنیا می‌روند، باور داشتند که حسن عسکری نیز مسموم شده است. ابن شهر آشوب به استناد برخی نوشته‌ها از حمله دلائل الامامه وی را شهید می‌داند. در منابع متاخر با تکیه بر قول به مسمومیت، نقل است که خلیفه وقت از دستور خود نسبت به قتل وی پشیمان شد، طبیبان را ملازم خانه او ساخته تا علاجی حاصل شود، اما کوشش آنان سودی نداشت و سم منجر به وفات حسن عسکری شد. در منابع متاخر دیگر نیز اقوال مشابهی مبنی بر کشته شدن حسن بن علی با سم خلیفه ذکر شده است.

 

زندگینامه امام حسن عسکری
زندگینامه امام حسن عسکری

حرم علی نقی و حسن عسگری پس از انفجار و تخریب

به نظر رسول جعفریان کشته شدن وی امری کاملاً محتمل است. وی علاوه بر استناد تاریخی بر منابع قرن ششم هجری، چنین استدلال می‌کند که: «سوابق بازداشت و خطری که همواره از طرف دستگاه حاکم متوجه جان حضرتش بود و اینکه آن حضرت یک شخصیت مخالف سیاسی به حساب می‌آمده و رحلت او در سنین جوانی رخ داده همگی می‌تواند مؤید کشته شدن وی باشد.» حسن عسکری در روز جمعه ۸ ربیع‌الاول سال ۲۶۰ هجری در سن ۲۹ سالگی وفات یافت. و در سامرا کنار پدرش هادی به خاک سپرده‌شد. به نظر پاکتچی صرف نظر از اینکه «منابع تاریخی متقدم» به کشته شدن وی اشاره کرده باشند یا نه، محور مشترکی وجود دارد که همگی از آن سخن رانده‌اند: اینکه خلیفه تلاش داشته تا با واسطه‌های مختلف از جمله طبیبان و معتمدان به مردم اعلام کند که حسن بن علی به مرگ طبیعی وفات نموده است. این محور مشترک در متون تاریخی نشانگر این است که سوء ظن جدی نسبت به مرگ وی، در بین مردم وجود داشته که خلیفه نیاز به چنین تلاشی احساس کرده است. اخبار رسیده از منابع تاریخی، مبنی بر این است که پس از مرگ وی، کنیزان خانه او توسط کارگزاران خلیفه وارسی و از حیث باردار بودن بررسی شده‌اند؛ این خبر نیز حاکی از این است که خلیفه به عمر امامت شیعه حساس بوده است

پس از مرگ عسکری بنابر نقلی، معتمد، ابوعیسی فرزند متوکل را فرستاد تا بر وی نماز گزارد.

حرم هادی و حسن عسکری دو بار توسط وهابیون تخریب شد. اولین حمله در ۳ اسفند ۱۳۸۴ که با بمبگذاری در مرکز گنبد، گنبد و بخشی از گلدسته‌های حرم را ویران کردند. دومین حمله نیز در ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ رخ داد که گلدسته‌ها نیز مورد تخریب واقع شد.

 

زندگینامه امام حسن عسکری
زندگینامه امام حسن عسکری

جانشین امام حسن عسکری 

پس از وفات حسن عسکری از آنجا که او برخلاف سایر امامان شیعه به طور علنی جانشینی برای خود برجای نگذاشته بود، بحران فکری و اعتقادی بزرگی در میان پیروان امام شیعه بوجود آمد. در این دوران که به «سال‌های حیرت» موسوم است، شیعیان که معتقد بودند زمین نمی‌تواند از حجت خدا خالی باشد و امام بعدی با وصایت توسط امام قبلی معرفی می‌شود، بر سر جانشینی او به چند گروه تقسیم شدند. برخی می‌گفتند که او به نزد خدا عروج کرده و منتظر بازگشتش بودند. برخی گمان می‌کردند که چند سال پیش از کشته‌شدنش فرزندی از او به نام محمد به دنیا آمده‌است. گروه دیگری هم معتقد بودند که یکی از کنیزانش از او حامله‌است و روزی مهدی موعود را به دنیا می‌آورد. گروه‌هایی هم امامت یکی از برادران حسن عسکری، جعفر یا محمد را پذیرفتند. به نوشته جاسم حسین گروهی با ادله‌ای مشابه افطحیه معتقد بودند امامت از حسن عسکری به جعفر رسیده است. این عقیده به خصوص در میان متکلمان کوفه رواج داشت که رهبری آنان را علی بن الطلح از متکلمان مشهور افطحیه بر عهده داشت. گروهی دیگر به رهبری علی بن محمد بن بشار از اساس منکر امامت حسن عسکری بودند و پیش از درگذشت وی هم معتقد بودند امام دهم، جعفر را به امامت برگزیده است. اما جعفر خود مدعی بود که امامت از جانب برادر دیگرش محمد بن علی هادی به وی رسیده است.

جاسم حسین، از قول ابوسهل نوبختی روایت می‌کند که اصحاب نزدیک عسکری پس از درگذشت وی متفق‌القول بودند او از خود پسری برجا گذاشته که امام است اما شیعیان را از پرسیدن نام او و افشای وجودش برای دشمنان منع می‌کردند. همچنین طبق گزارش‌های شیخ صدوق، شیخ توسی و رجال نجاشی حسن عسکری پیش از فوت پسر خود را به عنوان جانشین به چهل تن از اصحاب نزدیکش معرفی کرده و به آنها دستور داده در طول غیبت وی از عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان اطاعت کنند. بخش بزرگتری از شیعیان این نظر را پذیرفتند. همچنین به نوشته مدرسی پس از مرگ عسکری، اصحاب نزدیکش به رهبری عثمان بن سعید عمری، اعلام کردند که حسن عسکری پسری داشته که مخفی نگاه داشته شده بود چرا که بیم آن می‌رفت که دستگیر شود و به قتل برسد.آنها مصر به نگاه داشتن این اعتقاد بودند که فرزندی از عسکری در غیبت هست که به فرمان خدا قیام خواهد نمود. معتمد به این دلیل دستور داد خانه امام را بگردند. یکی از کنیزان که مشکوک به حاملگی بود، در قرنطینه‌ای تحت مراقبت قرار گرفت. در موردی مشابه، همسر عسکری به نام صیقل زندانی شد که چرا محل اختفای پسرش را نمی‌گوید. عباسیان همچنین جعفر، برادر عسکری و مدعی جایگاه امامت را مورد حمایت قرار دادند تا در خانوادهٔ امام نزاعی برقرار کند. منابع شیعه جعفر را شخصی دنیا دوست و لذت جو معرفی می‌کنند که برای امام شدن از اهرم‌های فشار مختلفی (در هنگام خلافت معتمد) استفاده نمود و بیشتر از یک بار سعی در بدنامی کسانی نمود که اعتقاد به امامت فرزند غایب عسکری داشتند. امامیه جعفر را جعفر کذاب می‌دانند و معتقدند او ویژگی‌های امامت را نداشت. به عقیدهٔ آنان، هنگام نماز گزاردن بر بدن حسن عسکری، فرزندش حجت بن الحسن بر او نماز گزارد و شک را از شیعیان برداشت.گرچه ممکن است همه نسبت‌هایی که به جعفر کذاب داده می‌شود درست نباشد ولی قطعاً مقداری حقیقت در مورد نسبت‌هایی که شیعه به جعفر کذاب داده‌است وجود دارد چرا که پیروان جعفر گاهی به هنگام دفاع از او اظهار می‌نمودند که وی از خصوصیات جوانی خود فاصله گرفته‌است.در میان فرقه‌های مختلفی که پس از مرگ حسن عسکری ایجاد شد، تنها تشیع دوازده‌امامی (که معتقد به وجود پسری از حسن عسکری، همنام پیامبر اسلام، بودند) دوام یافت.

منبع :دانشنامه

گردآوری :نماگرد

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا