خوش آمدید - امروز : جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۸
خانه » فرهنگ و هنر » نامها و معانی » اسم های پسرانه ایرانی که با حرف الف شروع می شوند

اسم های پسرانه ایرانی که با حرف الف شروع می شوند

لیست کامل نامهای پسرانه فارسی – ایرانی اصیل که با حرف الف شروع می شود همراه معانی برای شما آماده شده است.
اسم های پسرانه ایرانی که با حرف الف شروع می شوند

اسم های پسرانه ایرانی که با حرف الف شروع می شوند

انتخاب اسم

تحقیقات روانشناسان مشخص کرده است که اسم دارای معنی و مفهوم در آینده کودکان بسیار مهم است و اگر نامی که برای فرزندان انتخاب می‌شود معنی و مفهوم خاصی نداشته باشد موجب سرخوردگی او می‌شود. طی سالهای اخیر استفاده از نامهای اصیل پسرانه فارسی بسیار رواج پیدا کرده است. انتخاب یک نام زیبا و شایسته برای فرزندان یکی از وظایف پدر و مادر برای فرزندان است و خوشبختانه این تغییر در نگرش مردم تنوع زیادی در انتخاب نام برای نسل های آینده را بوجود آورده است و بسیاری از مردم که تمایل به استفاده از نامهای اصیل ایرانی دارند. انتخاب یک نام زیبا و اصیل، در اعتماد به نفس یک فرد تاثیر زیادی دارد و میتواند تمام دوران کودکی نوجوانی و حتی آینده یک فرد را تحت تاثیر قرار دهد. نکات بیشتر در مورد راهنمای جامع انتخاب اسم آورده شده است برای مطالعه بیشتر به آن مراجعه نمایید. پدر و مادرهایی که قصد انتخاب یک نام زیبا برای فرزندان خود دارند، پیش از انتخاب نام نیاز به دیدن لیست کاملی از نامهای اصیل ایرانی دارند که معنای آنها نیز آورده شده است دارند. در این مطلب می توانید لیست کاملی از نامهای پسرانه ایرانی که با حرف الف شروع می شوند را ببینید.

 

نامهای پیشنهادی نماگرد با حرف الف (ا ، اِ ، اَ ، اُ )

ارشیا – اروند – اشکان – ارمیا – الیا – ایلیا – احسان – ادیب – ارشاد – اسامه – امین – اوستا – اهورا

فهرست موضوعی نامها و معانی

 

نام های پسرانه فارسی که با حرف الف شروع می شوند

ابتین  آبتین، انسان نیکو کار، روح کامل، از شخصیت های شاهنامه، نام پدر فریدون (پادشاه پیشدادی)
ابرارها پدر عالی مقام، اسم یکی از پیامبران بزرگ ملقب به خلیل الله، نام سوره ای در قرآن کریم
اپرنگ اسم پسر سام
اپرویز پرویز، از شخصیتهای شاهنامه فردوسی و نیز اسم “خسرو دوم” پادشاه ساسانی
اترک نام رود مرزی در شرق ایران که به دریای خزر می ریزد.
اترین آترینا، آذرین، نام پسر اوپَدرَم که به نوشته سنگ نوشته بیستون در زمان داریوش پادشاه هخامنشی در خوزستان یاغی شد و خود را پادشاه خوزستان خواند.
اخشاد نام پادشاه فرغانه
اخشید اسم پادشاه سمرقند
ادنا به فتح الف، به معنی کمترین، جزئی ترین، نازلترین، از واژه های قرآنی
ادیان کنایه از مرد درشت هیکل و قوی، مرکب تندرو و فربه
اذرخش  آذرخش، صاعقه، رعد و برق، نام نهمین روز ماه آذر
اراد  آراد، نام روز ۲۵ ام از هر ماه شمسی در ایران باستان که در این روز نو پوشیدن را مبارک و سفر را شوم می دانند.
اران حنا که به دست و پا و محاسن زنند، نام قلعه ای قدیمی در شهر قزوین
ارباد اسم یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی اسم ایرانی
ارباس نام یکی از سپاهیان مادی اردشیر دوم پادشاه هخامنشی
ارتا آریا مرکب از آرتا (راستی و درستی) + آریا، آریایی درستکار، اسم پسر خشایار پادشاه هخامنشی
ارتاریا  ارتا آریا، مرکب از آرتا (راستی و درستی) + آریا، آریایی درستکار، ایرانی درستکار، نام پسر خشایارشاه (پادشاه هخامنشی)
ارتافرین نام برادر داریوش پادشاه هخامنشی
ارتان اسم پسر ویشتاسب و برادر داریوش اول پادشاه هخامنشی
ارتمن نام یکی از سرداران مادی در زمان کوروش پادشاه هخامنشی
ارتنگ ارژنگ کتاب مصور مانی
ارتین آرتین، عاقل و زیرک
ارجاسب ارجاسپ، دارنده اسب با ارزش، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام پادشاه توران و چین در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی
ارجاسپ صاحب اسب با ارزش، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه توران و چین در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی
ارد نام چند تن از پادشاهان اشکانی
اردا اسم موبدی در زمان اردشیر بابکان پادشاه ساسانی
اردشیر آن که حکومت مقدس دارد، شهریاری و پادشاهی مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام مؤسس سلسله ساسانی (فرزند ساسان)
اردم نام سوره های بزرگ کتاب زند و پازند
اردوان یاری کننده درستکاران، از شخصیتهای شاهنامه، نام چند تن از پادشاهان اشکانی
اردی داد داده اردیبهشت
اردیان مقدس
اردین راستین
ارزین نام فرماندار پارس زمان حمله اسکندر به ایران
ارژن از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام سالار مازندران در زمان کیکاووس پادشاه کیانی
ارس اسم رودی در مرز شمالی ایران
ارسام نام پسر داریوش پادشاه هخامنشی
ارسن به فتح الف و سین، مجلس، بزم، انجمن، مجمع
ارسیا زلال و شفاف مانند اشک چشم، به کسر الف اول، مرکب از ارس (اشک چشم) + یا نسبت
ارسیما نماینده داریوش سوم پادشاه هخامنشی برای گفتگو با اسکندر
ارش آرش، عاقل و زیرک، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان نامدار ایرانی در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی که در تیراندازی بسیار توانا بوده است.
ارشا مرد مقدس
ارشاسب دارنده اسبهای نر، از نامهای ایران باستان
ارشاک ارشک، اشک، نام موسس سلسله اشکانی است او یکی از یزرگان قوم پارت که در سال ۲۵۶ ق.م بر سلطان سلوکی طغیان کرد و سلسله اشکانیان را بنا نهاد.
ارشام آرشامه
ارشان (به فتح الف و کسر یا سکون ر) مرکب از ارش به معنای عاقل و دانا + ان پسوند کثرت یا مداومت  بسیار دانا، بسیار هوشمند، نام پسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی
ارشانوش از نامهای باستانی
ارشاویر ارشویر، نام یکی از پادشاهان اشکانی
ارشز نام سردار اشکانی
ارشک اشک، هم چنین نام مؤسس سلسله اشکانی
ارشکان لقب چند تن از پادشاهان اشکانی
ارشن اسب نر
ارشویر نام یکی از پادشاهان اشکانی
ارشیا تخت پادشاهی، هزوارش و هم ریشه با “عرش” عربی است.
ارشیز ارشز، نام سردار اشکانی
ارفش نام یکی از پهلوانان گرشاسب نامه
ارماسب صاحب اسب آرام، نام یکی از سرداران هخامنشی
ارمان آرمان ، آرزو، از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار خسروپرویز پادشاه ساسانی
ارمانک از شخصیت های شاهنامه، یکی از دو شاهزاده پارسایی که تصمیم گرفتند آشپز دربار ضحاک شوند تا بتوانند یکی از دو جوانی را که هر روز برای غذای ماران ضحاک کشته می شدند، از مرگ برهانند.
ارمایل ارمانک
ارمین  آرمین
ارناک رزمجو
ارنوش نعره و صدای ببر
ارواد نیرومند
اروند نام رودی در ایران
اریا در زبان کلدانی به معنی برج اسد، درخت آمله که دارای میوه هایی ترش و کوچک مانند آلو است.
اریاسب نام یکی از سرداران کوروش پادشاه هخامنشی
اریامن آرامش دهنده، خوشبختی دهنده، نام دریا سالار شجاع و رشید خشایارشاه پادشاه هخامنشی در جنگ سالامین
اریس زیرک، هوشیار
ازدر منسوب به پاک، طاهر و پاکیزه، تمیز و مرتب
اسپندیاد اسفندیار، آفریده مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی، فرزند گشتاسپ شاه ایران و کتایون دختر قیصر روم
اسپندیار اسفندیار،آفریده مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی، فرزند گشتاسپ شاه ایران و کتایون دختر قیصر روم
اسپیتامن صورتی از سپیتمان، لقب خانوادگی زرتشت نام سردار ایرانی در زمان اسکندر مقدونی
اسپیتمن یکی از سرداران ایران در زمان داریوش هخامنشی
استاسیس از مخالفین سلطه عرب در ایران در زمان خلیفه عباسی
استرا در گویش سمنان ستاره،نام همسر یهودی انوشیروان که مدفن او در همدان است
اسفندیار آفریده مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی، فرزند گشتاسپ شاه ایران و کتایون دختر قیصر روم
اشتاد راستی، درستی، در دین زرتشتی نام ایزدی که راهنمای مینویان و جهانیان است، نام روز بیست وششم از هر ماه شمسی در ایران باستان، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دلاوران ایرانی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی
اشک ناز مرکب از اشک و ناز، کنایه از دختر زیبا روی و لطیف
اشکان منسوب به اشک
اشکبوس از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی و از فرماندهان سپاه خاقان چین
اشکش از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی و از فرماندهان سپاه کیخسرو پادشاه کیانی
اشناس اسم افشین و چند تن دیگر
اشو مقدس
اغریرث صاحب گردونه پیش رونده، از شخصیتهای شاهنامه، پسر پشنگ و نبیره فریدون پادشاه پیشدادی
افراسیاب به هراس افکننده، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه تورانی، پسر پشنگ و نبیره تور پسر فریدون پادشاه پیشدادی
افرود فرود، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام پسر سیاوش و جریره و برادر کیخسرو پادشاه کیانی
افریدون فریدون، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر آبتین و فرانک، از پادشاهان پیشدادی ایران و به بند کشنده ضحاک ماردوش
افشین معنی اسم افشین: سردار ایرانی که بابک خرمدین را دستگیر کرد. با همت؛ ﻧﺎﻡ ﺳﺮدار ﻣﻌﺮوﻑ ﻣﻌﺘﺼﻢ ﺧﻠﯿﻔﻪ ﻋﺒﺎﺳﯽ
اکلیا نام پسری در شعر نیما یوشیج
البرز مرکب از کوه +بلند نام رشته کوهای شمالی ایران که سرتاسر شمال ایران از مغرب به مشرق کشیده شده است.
الچین ال (ترکی) + چین(فارسی)، ایلچین ، برگزیده ایل
الچین ال (ترکی) + چین (فارسی)، ایلچین، برگزیده ایل
الکوس از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی و از سپاهیان افراسیاب تورانی
الله داد الله (عربی) + داد (فارسی) داده خداوند نام پسر ایرانی
اللهیار الله (عربی) + یار (فارسی) آن که خداوند یار ویاور اوست
الوا از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دلاوران ایرانی و نیزه دار رستم پهلوان شاهنامه
الوند اروند، اسم کوهی است در جنوب همدان، هم چنین به معنی دارای تندی و تیزی
الیاد ال (ترکی) + یاد (فارسی)، ایلیاد به یاد ایل
الیاد ال (ترکی) + یاد (فارسی)، ایلیاد به یاد ایل
الیار ال (ترکی) + یار (فارسی)، ایلیار یار ایل
الیار نام یکی از پهلوانان خورشید شاه در داستان سمک عیار
الیار ال (ترکی) + یار (فارسی)، ایلیار یار ایل
الیان نام یکی از پهلوانان خورشید شاه در داستان سمک عیار
امام قلی امام (عربی) + قلی (ترکی)  غلام امام، نام پسر کوچک تر نادر شاه افشار
امید اشتیاق یا تمایل به روی دادن یا انجام امری همراه با آرزوی تحقق آن ، تکیه گاه، محل پناه
امیر ارسلان حاکم شجاع، پادشاه شیر دل، قهرمان یکی از داستانهای بسیار مشهور ایرانی که نقیب الممالک نقال ناصرالدین شاه آنرا روایت کرده است.
امیرپارسا مرکب از امیر و پارسا، حاکم خداترس
امیرکسری مرکب از امیر (عربی) به معنای حاکم و فرمانروا + کسری (فارسی) به معنای خسرو و پادشاه است.
اندریمان از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی از سپاهیان افراسیاب تورانی
اندمان از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر طوس سردار ایرانی و از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانی
اندیان از شخصیتهای شاهنامه، و بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه نام یکی از سرداران فریدون پادشاه پیشدادی
انوش بی مرگ، جاودان
انوش زاد زاده جاویدان، نام پسر خسرو انوشیروان پادشاه ساسانی، هم چنین از شخصیتهای شاهنامه
انوشتکین انوش (فارسی) + تکین (ترکی)، پهلوان جاودانی، از نامهای تاریخی
انوشتکین انوش (فارسی) + تکین (ترکی)، پهلوان جاودانی، از نامهای تاریخی
انوشروان انوشیروان، دارای روان جاوید، نام یکی از پادشاهان نامدار ساسانی ملقب به دادگر، پیامبر (ص) در زمان این پادشاه متولد شد
انوشیروان معنی اسم انوشیروان: دارای روان جاوید، نام یکی از پادشاهان نامدار ساسانی ملقب به دادگر، پیامبر (ص) در زمان این پادشاه متولد شد
اهرن از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری رومی
اهورا در فرهنگ ایران باستان، خداوند، وجود مطلق و هستی بخش، خدای بزرگ ایرانیان باستان و زردتشتیان، وجودی که صورت ظاهر ندارد و حیات بخش ،یکتا ،بی همتا،بزرگ و دانای مطلق است.
اهورا مزدا اهورامزد، هرمزد، اورمزد، هرمز، معنی اصلی این کلمه سرور دانا است و در متون زردشتیان به معنی خدای بزرگ استفاده شده است.
اهوراداد خداداد یا آفریده خدا
اهورامزد هرمز، نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام ستاره مشتری، نام یکی از پادشاهان ساسانی
اوتانا دارای اندام زیبا، نام یکی از یاران داریوش یکم پادشاه هخامنشی اسم ایرانی
اورداد اهورداد، خداداد، نام یکی از سرداران کوروش پادشاه هخامنشی
اورمزد هرمز، از نامهای خداوند در آیین زرتشت،نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام ستاره مشتری، نام یکی از پادشاهان ساسانی
اورمزدیار خدایار
اورند تخت پادشاهی، شکوه، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر لهراسپ شاه ایران و از نوادگان کی پیشتن پادشاه کیانی
اورنگ تخت پادشاهی، فر و زیبایی
اوریاد نام روستایی در نزدیکی سنندج
اوژن به زمین افکننده، از بین برنده دشمن
اوستا نام کتاب مقدس زرتشتیان
اوشهنگ هوشنگ، پسر سیامک پادشاه پیشدادی ایران
اولاد از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی در مازندران در زمان کیکاووس پادشاه کیانی
ایرانیار یار ایران
ایرج پهلوی از شخصیتهای شاهنامه، نام کوچکترین پسر فریدون پادشاه پیشدادی ایران
ایریک آریایی
ایزد در فرهنگ ایران باستان، هر یک از فرشتگانی که اهمیت آنها پس از امشاسپندان است، خداوند
ایزد پناه آن که خداوند پناه و حامی اوست، نام یکی از سرداران هخامنشی
ایزدبد نام یکی از سرداران زمان هخامنشی
ایزدداد داده خداوند، آفریده خداوند، نام دانشمندی در زمان اردشیر بابکان پادشاه ساسانی
ایزدگشسپ از شخصیتهای شاهنامه، نام دبیر انوشیروان پادشاه ساسانی
ایزدیار کسی که خداوند یار و یاور اوست، نام یکی از شخصیتهای منظومه ویس و رامین
ایلا از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از فرماندهان سپاه افراسیاب تورانی
ایلگار خداوندگار، قدرتمند ، مرکب از ایل به معنای خداوند یا هر موجود صاحب قدرت + پسوندافاده فاعلیت (گار)
ایلیا راستگوی بزرگ، نام حضرت علی (ع) در تورات
ایلیاد نام منظومه حماسی از شاهکارهای ادبیات جهان درباره جنگی به همین نام که بین مردم یونان و تراوا در گرفت. (ایلیاد و اودیسه)
ائیریا ایرج، خوش چهره و زیباروی مثل آفتاب

 

توجه داشته باشید که با کلیک بر روی هر یک از نامها میتوانید معنای آن نام را به طور کامل مشاهده کنید. ضمنا با توجه به اینکه فهرست نامهای ایرانی همواره در دست ویرایش و بهبود است لطفا با راهنمایی های خود و نیز پیشنهاد اسامی جدید که در فهرست نیامده، از بخش نظرات ما را در جهت بهبود هر چه بیشتر لیست راهنمایی کنید.

لطفا نظر خود در مورد این مطلب را با ستاره ها از یک تا ۵ مشخص کنید!!

باز نشر مطالب فقط با ذکر منبع و لینک مطلب در سایت namagard.com مجاز است.