خوش آمدید - امروز : جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۸
خانه » فرهنگ و هنر » نامها و معانی » اسم های پسرانه ایرانی که با حرف ف شروع می شوند

اسم های پسرانه ایرانی که با حرف ف شروع می شوند

کاملترین فهرست نامهای فارسی – ایرانی اصیل پسرانه که با حرف ف شروع می شود همراه معانی آنها را در این مطلب برای شما ایرانیان عزیز جمع آوری کرده ایم.
اسم های پسرانه ایرانی که با حرف ف شروع می شوند

اسم های پسرانه ایرانی که با حرف ف شروع می شوند

چه کسی نام فرزندان را انتخاب می کند

در گذشته انتخاب نام فرزندان با باز کردن کتاب قرآن و انتخاب یکی از نامهایی که در قرآن بود انجام میشد و یا توسط بزرگان فامیل نامگذاری ها انجام می شد. ولی امروزه جواب به این سوال که چه کسی نام فرزند را انتخاب می کند شاید در این زمان دیگر اهمیتی نداشته باشد، زیرا جواب آن بسیار ساده است: پدر یا مادر

در گذشته نه چندان دور و حتی هنوز در برخی شهرهای کوچک و روستاها نام فرزندان را نه پدر و مادر بلکه بزرگان فامیل بخصوص پدربزرگ و مادربزرگ انتخاب می کنند. امروزه اکثر پدران و مادران با وجود احترام به نظر والدین خود، با این استدلال که ما نقشی در انتخاب نام خود نداشتیم و والدینشان یکبار نام برای آنها انتخاب کرده اند پس حق داریم و نوبت ماست که نام فرزند خود را انتخاب کنیم. این موضوع توسط بزرگان فامیل هم پذیرفته شده است و کمتر پدربزرگ یا مادربزرگی وجود دارد که انتظار جدی برای نام گذاری نوه اش توسط خود داشته باشد. در بعضی موارد نیز بزرگترهای فامیل بدلیل تفاوت معیارهایشان در انتخاب اسم با معیارهای امروزی، با انتخاب نامهایی که در زمان خودشان محبوب بوده است ولی نه تنها در آینده، بلکه امروزه نیز از محبوبیت خاصی برخوردار نیست دچار اشتباه می شوند و این اشتباه تا آخر عمر آن فرد را آزار می دهد. بنابراین با وجود اینکه باید برای رسیدن به بهترین انتخاب بهتر است با  دیگران و بخصوص اقوام و بزرگان خانواده مشورت کرد، با اینحال انتخاب نام برای فرزندان بیش از همه حق/وظیفه پدر یا مادر آن نوزاد است.

پدر و مادرهایی که قصد دارید برای فرزند خود نام مناسبی انتخاب کنید، همانطور که این حق شماست برای فرزند خود نام انتخاب کنید، این امر مهم مسئولیت مهمی است که باید به نحو احسن انجام دهید و برای راهنمایی شما، مجموعه از نکات آموزش برای انتخاب یک نام صحیح در مطلب راهنمای جامع انتخاب اسم فرزند را جمع آوری کرده ایم که امیدواریم مورد استفاده شما قرار بگیرد.

طی سالهای اخیر استفاده از اسمهای پسرانه ایرانی بسیار رواج پیدا کرده است. خوشبختانه این تغییر در نگرش مردم تنوع زیادی در انتخاب نام برای نسل های آینده را بوجود آورده است و بسیاری از مردم که تمایل به استفاده از نامهای اصیل ایرانی دارند، پیش از انتخاب نام نیاز به دیدن لیست کاملی از نامهای اصیل ایرانی دارند که معنای آنها نیز آورده شده است دارند. در این مطلب می توانید لیست کاملی از نامهای پسرانه ایرانی که با حرف ف شروع می شوند را ببینید.

 

نامهای پیشنهادی نماگرد با حرف ف

فربد – فرداد – فردین – فرزاد – فرزین – فرزان – فرزام – فرسام – فرشاد – فرشید – فرهاد – فرهمند – فرهود – فؤاد – فرحان – فرید – فروهر – فرهام

فهرست موضوعی نامها و معانی

 

نام های پسرانه فارسی که با حرف ف شروع می شوند

فاتک معرب از پهلوی، نام پدر مانی در زمان شاپور اول پادشاه ساسانی
فارناس نام پادشاه کاپادوکیه
فارناسس اسم برادر همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی
فارناک  فارناس، نام برادر همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی
فاریاب  پاریاب، فاراب، نام شهری در استان کرمان و اطراف کهنوج، نام پیشین دولت آباد در افغانستان
فرابرز نام پهلوانی ایرانی، اسم یکی از سرداران داریوش کبیر، به تعبیر لغت نامه دهخدا شاید همان فرامرز باشد، بلند بالا
فرادخت مرکب از فرا (بالاتر) + دخت (بخشنده)
فراراد مرکب از فرا (بالاتر) + راد (بخشنده)  بسیار بزرگوار
فرازان مرکب از فراز (جای بلند) + ان (پسوند نسبت)
فرازمان حکم و فرمان
فراسیاک افراسیاب
فرامرز مرکب از فر + آمرز، آمرزنده دشمن  بسیار بزرگوار، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، اسم پسر رستم دستان پسر زال؛ هم چنین برخی فرامرز را ترکیب فر + مرز می دانند که معنی اسم می شود: شکوه مرزداری
فراهل نبیره کیومرث نخستین پادشاه پیشدادی
فراهیم اسم جد زرتشت
فراهین فرایین
فراوک اوستایی نام پسر نساک و سیامک در داستان آفرینش اوستا
فرایین از شخصیتهای شاهنامه، از بزرگان و مشاوران دربار قباد پادشاه ساسانی، همچنین نام یکی از پادشاهان ساسانی
فربد دارای شکوه و جلال، باشکوه، شکوهمند، مناعت، بزرگی، نام پسرانه زیبا
فربود راست و درست
فربین بیننده شکوه و جلال ، مرکب از ف به معنای شکوه و جلال و بین صفت فاعلی مرخم از بیننده
فرتاش وجودی که در برابر عدم است
فرتوس نام یکی از سرداران سپاه افراسیاب
فرجاد فاضل و دانشمند
فرجود معجزه، اعجاز
فرخ بد فرخنده و خجسته
فرخ به مرکب از فرخ (به معنی مبارک) + به (به معنای بهترین)، نام پسر ماه خدای پسر فیروز پسر گردآفرین
فرخ تاش فرخ (فارسی) + تاج(فارسی) مرکب از فرخ( مبارک) + تاش( پسوند همراهی)
فرخ داد مرکب از فرخ (مبارک) + داد (عدالت)
فرخ زات صورت دیگری از فرخزاد، نام پدر آذرفرنبغ مؤلف دینکرت
فرخ زند مرکب از فرخ( مبارک) + زند، نام پسر علیمردان خان زند
فرخ شاد مرکب از فرخ (مبارک) + شاد، نام یکی از درباریان در زمان ساسانیان
فرخ یار دارای یار مبارک و خجسته یا یار فرخنده و مبارک
فرخ یسار فرخ (فارسی) + یسار (عربی) دارای مال و ثروت خجسته و مبارک
فرخان نام پسر اردوان آخرین پادشاه اشکانی، نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی، موبدی در شاهنامه
فرخزاد نام فرشته موکل بر زمین، از شخصیتهای شاهنامه، اسم پسر هرمزد برادر رستم هرمزان از سرداران سپاه یزگرد پادشاه ساسانی، نیز یکی از شاهان آن سلسله
فرخنده پی فرخ پی
فرداد  فر + داد: داده شکوه، زیبایی و جلال
فرداد منش نام یکی از سرداران هخامنشی
فردین یگانه، تنها، همچنین مخفف فروردین نام ماه اول از سال شمسی، اسم نوزدهمین روز از هر ماه شمسی در ایران قدیم
فرزاد زاده شکوه و جلال
فرزام لایق، درخور، شایسته
فرزان فرزانه، خردمند، عالم، دانشمند
فرزن نام روستایی در نزدیکی هرات
فرزنه اسم روستایی در نزدیکی مشهد
فرزیان نام روستایی در نزدیکی بروجرد
فرزین وزیر در بازی شطرنج
فرساد حکیم، دانشمند، دانا
فرسام دارای شکوه و عظمتی چون سام
فرسمن نام پادشاه گرجستان در زمان اردوان سوم پادشاه اشکانی
فرش آورد فرش (عربی) + آورد (فارسی)، فرشید ورد
فرشاد شا دمان، مسرور، خوشحال، هم چنین به معنی روح و عقل، کره مریخ
فرشاسب دارنده اسب تنومند، نام یکی از سرداران کمبوجیه
فرشید دارای شکوه و عظمتی چون خورشید، درخشانتر، نام برادر پیران ویسه
فرشیدورد از شخصیتهای شاهنامه، اسم دلاوری تورانی، برادر پیران ویسه در زمان افراسیاب تورانی، همچنین نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی
فرشیم قسم، جزو
فرطوس از شخصیتهای شاهنامه، نام مهندسی رومی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی
فرغار شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در سپاه افراسیاب تورانی
فرغان فرغانه، نام شهری در ترکستان قدیم
فرمان حکم، امر، دستور
فرمد نام روستایی در نزدیکی طوس
فرمند فر + مند  دارای شکوه و وقار
فرمین فرمان
فرناد پایان و پایاب
فرناس نیم خواب و خواب آلود، نام پسر فرناباذ یکی از درباریان اردشیر درازدست پادشاه هخامنشی
فرناک نام پادشاه کاپادوکیه که پس از اسکندر در آسیای صغیر حکومتی تشکیل داد.
فرنام دارای نام باشکوه و زیبا، نام یکی از سرداران شاپور
فرند به کسر ف و کسر ر، معرب پرند، حریر منقش، بسیار نرم و لطیف و زیبا
فرنود برهان، دلیل
فرنور مرکب از فر به معنای شکوه و جلالی که دیگران را به شگفتی وا می دارد بعلاوه نور، کسی دارای چهره ای بسیار نورانی و باشکوه است.
فرهاد از شخصیت های شاهنامه و از پهلوانان ایرانی جزو سپاه کیکاووس پادشاه کیانی، عاشق افسانهای شیرین؛ برخی فرهاد را ترکیب فر + اد می دانند و لذا معنی اسم فرهاد، شکوهمند و با شکوه می شود. در برخی منابع نیز فرهاد را “یاری” معنی کردهاند.
فرهام نیک اندیش، تغییر یافته واژه اوستایی فرایوهومت
فرهان نام مکانی در نزدیکی همدان؛ به معنی با شکوه، شکوه مند.
فرهمند دارای شکوه و نور خیره کننده، باشکوه و موقر ، مجازا به معنای باهوش ، خردمند ، دانا
فرهود پرهود، صداقت و راستی در دین، هم چنین فلزی که رنگ آن به علت حرارت دگرگون شده است را گویند.
فرهوش دارای هوش و ذکاوت
فرهوشداد دارنده فر و هوش،نام فرماندار طبرستان در زمان داریوش پادشاه هخامنشی
فرواک پیشگفتار، پیش سخن، نام پسر سیامک پادشاه پیشدادی
فرود از شخصیتهای شاهنامه، اسم پسر سیاوش و جریره و برادر کیخسرو پادشاه کیانی
فرورتیش نام یکی از پادشاهان ماد
فروهر در دین زرتشت نام صورت غیرمادی مخلوقاتی که برای محافظت از آسمان فرود می آیند.
فروهل از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی در سپاه رستم پهلوان شاهنامه
فری توس از نامهای باستانی
فریان به معنی آزاده، آزادگی، از شخصیتهای شاهنامه و نیز اسم فرمانروای اندلس در زمان مقدونی
فریبرز از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی فرزند کیکاووس پادشاه کیانی
فریتون فریدون،از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر آبتین و فرانک، از پادشاهان پیشدادی ایران و به بند کشنده ضحاک ماردوش
فریدون از شخصیتهای شاهنامه، اسم پسر آبتین و فرانک، از پادشاهان پیشدادی ایران و به بند کشنده ضحاک ماردوش، به معنی دارای شکوهی اینچنین (باشکوه)
فریشاد مرکب از فری (با شکوه) + شاد (خوشحال)
فریمان نام بخشی از استان خراسان
فریمن زیبا اندیش، خوش فکر
فریمند صاحب زیبایی و شکوه
فرینام دارای نام با شکوه و زیبا
فرینوش فری (شکوهمند) + نوش (به معنی عسل، شیرین یا از مصدر نوشیدن)؛ شکوه شیرین
فریین بیننده شکوه و جلال
فغانیش از شخصیتهای شاهنامه فردوسی، اسم پادشاه هیتال در زمان حکومت پیروز یزدگرد پادشاه ساسانی
فیروز پیروز، مظفر و منصور
فیروزان پیروزان

 

توجه داشته باشید که با کلیک بر روی هر یک از نامها میتوانید معنای آن نام را به طور کامل مشاهده کنید. ضمنا با توجه به اینکه فهرست نامهای ایرانی همواره در دست ویرایش و بهبود است لطفا با راهنمایی های خود و نیز پیشنهاد اسامی جدید که در فهرست نیامده، از بخش نظرات ما را در جهت بهبود هر چه بیشتر لیست راهنمایی کنید.

لطفا نظر خود در مورد این مطلب را با ستاره ها از یک تا ۵ مشخص کنید!!

باز نشر مطالب فقط با ذکر منبع و لینک مطلب در سایت namagard.com مجاز است.