لیست کامل نامهای پسرانه فارسی – ایرانی اصیل که با حرف پ شروع می شود همراه با معنی کامل آنها در ادامه خدمت شما ارائه شده است.
اسم های پسرانه ایرانی که با حرف پ شروع می شوند

اسم های پسرانه ایرانی که با حرف پ شروع می شوند

مهمترین دلایل انتخاب اسم نامناسب توسط والدین

مهمترین دلایلی که موجب می شود پدران و مادران در انتخاب نام برای کودکان خود کوتاهی کرده و با انتخاب یک نام زشت برای فرزندان موجب ضایع شدن حقوق فرزند خود شوند:

  1. ناآگاهی و نادانی پدر و مادر
  2. حس حقارت ((عقده حقارت ))
  3. حس خودباختگی و تجددطلبی

در مطلب مربوط به راهنمای انتخاب اسم تعداد 33 نکته مهم را همراه با توضیحات آن آورده ایم که پیش از انتخاب اسم، مطالعه آن به شما توصیه می شود.

طی سالهای اخیر استفاده از نامهای پسرانه فارسی بسیار رواج پیدا کرده است. خوشبختانه این تغییر در نگرش مردم تنوع زیادی در انتخاب نام برای نسل های آینده را بوجود آورده است و بسیاری از مردم که تمایل به استفاده از نامهای اصیل ایرانی دارند، پیش از انتخاب نام نیاز به دیدن لیست کاملی از نامهای اصیل ایرانی دارند که معنای آنها نیز آورده شده است دارند. در این مطلب می توانید لیست کاملی از نامهای پسرانه ایرانی که با حرف پ شروع می شوند را ببینید.

 

نامهای پیشنهادی نماگرد با حرف پ

پادرا – پارسا – پارسان – پدرام – پرهام – پندار – پویان

فهرست موضوعی نامها و معانی

 

نام های پسرانه فارسی که با حرف پ شروع می شوند

پاپک استوار، به معنای پدر کوچک، از شخصیت های شاهنامه، نام دلاور ایرانی، اسم پسر ساسان موبد معبد آناهیتا و پدربزرگ اردشیر بنیان گذار سلسله ساسانی
پاپک اسمی فارسی-کردی می باشد به معنی استوار، محکم، همچنین به معنای پدر کوچک، و نیز از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام دلاور ایرانی و  پسر ساسان موبد معبد آناهیتا و همچنین اسم پدربزرگ اردشیر بنیان گذار سلسله ساسانی.
پاتیرا فراوانی
پادرا مرکب از “پاد” به معنی نگهبانی و محافظت + “را” به معنی نور و روشنایی  نگهبان آتش، محافظ آتش
پاردیک اسم پدربزرگ ساسان (طبق نوشته روی سنگ نوشته کعبه زرتشت)
پارس نام قومی از اقوام آریایی که در قسمت جنوبی ایران سکونت کرده بودند. (اسم ناحیه ای که قوم پارس در آنجا سکونت کرده بودند.)
پارسا پرهیزکار، مؤمن، درستکار، با تقوا
پارسان اسم روستایی واقع شده در نزدیکی سیرجان
پارسوا خطه، مرز، کنار، نام منطقه ای که در غرب سرزمین مادها واقع شده بود.
پارسیا منسوب به پارس، مرد سرزمین پارس، مرد پارسی، پسر ایرانی
پاساک اسم برادرزاده داریوش پادشاه سلسله هخامنشی
پاشا پادشاه در امپراطوری عثمانی، عنوان مقامات لشکری و کشوری  نام های زیبای ایرانی
پاکان منسوب به پاک، طاهر و پاکیزه، تمیز و مرتب
پاکر نام پسر اُرُد پادشاه اشکانی
پاو اسم پسر شاپور سردودمان اسپهبدان باوندی در طبرستان خاوری
پایا پایدار
پدرام سرسبز، شاد و خوش، باطراوت، خرم و هم چنین به معنی آراسته، نیکو
پراهام  پرهام
پرداد نخستین آفریده
پرشان رزمجو
پرمایه از شخصیتهای شاهنامه، نام برادر فریدون پادشاه پیشدادی
پرمودیه از شخصیتهای شاهنامه، اسم پسر ساوه پادشاه ترک و هم زمان با بهرام چوبین سردار ساسانی
پرهام برهان قاطع براهیم، ابراهیم را معرب آن دانسته است.
پرویز از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام خسرو دوم پادشاه ساسانی
پژمان دلتنگ، غمگین
پژند اسم گیاهی است.
پساک نام پسر اردوان و برازنده داریوش یکم پادشاه هخامنشی اسم ایرانی
پسندیار اسفندیار
پشن پشنگ
پشنگ نام چند تن از شخصیت های شاهنامه از جمله اسم برادرزاده فریدون پادشاه پیشدادی و نیز پدر افراسیاب
پشوتن از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام پسر گشتاسپ و کتایون و بردار اسفندیار
پشین از شخصیتهای شاهنامه، نام سومین پسر کیقباد (کی پشین) پادشاه کیانی
پلاش بلاش
پلاشان بلاشان، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی از پهلوانان افراسیاب، همزمان با کیخسرو پادشاه کیانی
پنجعلی پنج (فارسی) + علی (عربی) مرکب از پنج (پنجه) + علی (بلند مرتبه)
پندار فکر، گمان، اندیشه، وهم، ریشه پنداشتن
پوربه پسر بهتر
پورشسب نام پدر زردشت
پورک پسر عزیز
پورنگ
پوریا نام پهلوان ایرانی معروف به پوریای ولی، نام اصلی وی محمود خوارزمی و متخلص به قتالی بوده است. هم چنین پوریا ترکیب «پور» به معنی «پُر» و «ی » نسبت و «الف» زیبایی است: (پور + ی + ا  پوریا) یعنی بسیار دارنده.
پوریار مرکب از پور (پسر) + یار (یاور، دوست)
پولاد نام چند تن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام یکی از فرماندهان دلاور ایرانی در زمان کیقباد
پولادوند از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از فرماندهان دلاور ایرانی در زمان کیقباد پادشاه کیانی
پویا آن که دارای حرکت و پیشروی است. در جریان.
پویان پویا، پوینده
پوئین، پویین
پیام الهام، وحی
پیداگشسب از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام چوبین
پیران از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر ویسه سپهدار افراسیاب تورانی و یکی از شخصیتهای محبوب در داستان سیاوش
پیرداد داده پیر یا بچه ای که در پیری داده شده.
پیروز فاتح، فرخنده، برنده، شاد، خوشحال، اسم چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام یکی از دلاوران ایرانی در زمان ساسانیان
پیروزان نام یکی از سرداران یزگرد پادشاه ساسانی
پیروزه در اوستا لقب هوشنگ پسر سیامک پادشاه داستانی ایران، عنوان هر یک از پادشاهان سلسله داستانی.
پیشداد
پیکان نوک فلزی و تیزسر تیر یا نیزه
پیلسم از شخصیتهای شاهنامه، اسم دلاور تورانی و نیز نام برادر پیران فرزند ویسه در زمان افراسیاب.
پیمان عهد، قول و قرار

 

توجه داشته باشید که با کلیک بر روی هر یک از نامها میتوانید معنای آن نام را به طور کامل مشاهده کنید. ضمنا با توجه به اینکه فهرست نامهای ایرانی همواره در دست ویرایش و بهبود است لطفا با راهنمایی های خود و نیز پیشنهاد اسامی جدید که در فهرست نیامده، از بخش نظرات ما را در جهت بهبود هر چه بیشتر لیست راهنمایی کنید.

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.

کلیه حقوق برای وب سایت نماگرد محفوظ می باشد و کپی فقط با ذکر لینک پست مجاز است.