مجموعه ی کامل از نامهای دخترانه فارسی – ایرانی اصیل و زیبا که با حرف م شروع می شود، به ترتیب حروف الفبا همراه معانی آنها در ادامه این مطلب آورده شده است.
اسم های دخترانه ایرانی که با حرف م شروع می شوند

اسم های دخترانه ایرانی که با حرف م شروع می شوند

آشنایی با نام های پرطرفدار

سازمان ثبت احوال کشور که آمار جمعیتی مردم را ثبت و ذخیره می کند. با توجه به تغییر ترکیب نامهای پرطرفدار در هر سال (که یکی از دلایل آن عوامل موقت تغییر نامهای محبوب است) هر سال یک لیست از  نام محبوب (پرطرفدار) دخترانه و دخترانه ارائه می دهد. با توجه به اینکه این آمار نشان دهنده سلیقه اکثریت مردم است، می تواند لیستی از بهترین نامهایی باشد که با اطمینان خاطر بسیاری از نکات لازم جهت انتخاب یک نام خوب در آنها رعایت شده است. ضمنا از سایت ثبت احوال با آدرس https://www.sabteahval.ir می توان تعداد تکرار هر نام را نیز به دست آورد.

طی سالهای اخیر استفاده از اسمهای دخترانه اصیل فارسیبسیار رواج پیدا کرده است. خوشبختانه این تغییر در نگرش مردم تنوع زیادی در انتخاب نام برای نسل های آینده را بوجود آورده است و بسیاری از مردم که تمایل به استفاده از نامهای اصیل ایرانی دارند، پیش از انتخاب نام نیاز به دیدن لیست کاملی از نامهای اصیل ایرانی دارند که معنای آنها نیز آورده شده است دارند. در این مطلب می توانید لیست کاملی از نامهای دخترانه ایرانی که با حرف م شروع می شوند را ببینید.

 

نامهای پیشنهادی نماگرد با حرف م

مانا – ماندانا – مانلی – مروا – مژان – مژده – مهتا – مهتاب – مهدیس – مهرآنا – مهراوه – مهرسا -مهرناز – مهرنوش – مهرنیا – مهرو – مهسا – مهسان – مهستا – مهشید – مهگل – مهناز – می‌گل – مبینا – محبوبه – مائده – مریم – ملیحه – مونا – مهدا – مارال – ماریا – مرسانا – مهستا – میترا – ملیکا – ملودی – مرجان

فهرست موضوعی نامها و معانی

نام های دخترانه فارسی که با حرف م شروع می شوند

مَشیانه نام نخستین زن(حوا)
مُوژان غنچه نرگس
ماءالسماء آب آسمان  باران، نام مادر منذر پسر امری القیس از پادشاهان عرب است.
ماتیسا ماهتیسا، در گویش مازندران ماه تنها
ماتینا گل سرخ در گویش مازندرانی
ماجان معجن، مانند ماه، ماهگان، نام قدیم رودی در اطراف شاهرود
ماجده مؤنث ماجد، بزرگوار، صاحب مجد و بزرگی
مادیا نام همسر آخرین پادشاه ماد
مارال آهو، زیبا
مارتا در اوستا مشا و مارتا به معنای نوع انسان آمده است، فناپذیر، دنیایی
مارگاریتا نام جزیره ای در شمال کشور ونزوئلا
مارگریت گلی زیبا به رنگ سفید
مارلین برج، پناهگاه
ماری فرانسه از عبری، مریم
ماریا ایتالیایی از عبری، مریم، نام یکی از شاهزادگان اشکانی
ماریان انگلیسی از عبری، مریم اسم ایرانی اصیل
مارینا جویبار، آب
ماریه زن سپید و درخشان، نام یکی از همسران پیامبر (ص)
ماسا همانند ماه زیبا و درخشنده
ماسیس نام دختر سی زین از خاندان ایرانی سورن
ماشگانا مهربان، ناز، شیرین، از گذشته های بسیار قدیم در روستاهای آذربایجان شرقی مرسوم بوده است. اسم قدیمی آذری
ماگنولیا گلی درشت و خوشبو به شکل تخم مرغ
مالکه مؤنث مالک، آن که دارنده و صاحب اختیار چیزی یا کسی باشد، از شخصیت های شاهنامه، نام دختر طایر غسانی
مامک مادر، خطاب محبت آمیز به فرزند دختر
مامو نام زنی در زمان خسروپرویز پادشاه سلسله ساسانیان
مامیثا گیاهی با برگهای پوشیده از کرک، و دارای گلهای نارنجی رنگ و میوه ای دراز
مانترَه سخن منش انگیز و مقدس
مانترا به سکون نون و فتح ت، سخن ایزدی، کلام مقدس، گفتار ورجاوند اهورایی
ماندان ماندانا
ماندانا عنبر سیاه، نام دختر آستیاگس آخرین پادشاه ماد و همسر کمبوجیه و مادر کوروش پادشاه هخامنشی
مانک مانگ، ماه
مانگ مانک
مانه نام روستایی در نزدیکی بجنورد
مانوشا نام یکی از کوههای سلسله جبال البرز که منوچهر پادشاه پیشدادی در آن بدنیا آمد.
مانوشاک بنفشه، نام خواهر منوچهر پادشاه پیشدادی
مانیا علاقه بسیار زیاد
مانیان دهی از دهستان جلگا در بخش کوهک شهرستان فیروزآباد، همچنین به معنی بی نظیر و بی همتا
مانیوک اسم گیاهی با ریشه های ضخیم و دارای نشاسته بسیار
ماه آفرید آفریده ماه، آفریده شده چون ماه، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام زنی زیباروی، همسر ایرج پسر فریدون پادشاه پیشدادی
ماه آفرین آفریننده ماه، نام یکی از پهلوانان هم زمان با بابک خرم دین، نام همسر فتحعلی شاه قاجار
ماه بانو زنی که چون ماه می درخشد.
ماه به بهتر از ماه
ماه بی بی ماه (فارسی) + بی بی (ترکی) بانویی که چون ماه زیبا و نورانی است.
ماه پرن زیبا و لطیف چون ماه و پرند
ماه پری زیبا چون ماه و پری
ماه پیکر آن که پیکرش چون ماه زیبا و دل انگیز است.
ماه تابان ماه درخشان و نورانی
ماه جبین ماه (فارسی) + جبین (عربی)، مه جبین
ماه جهان ماه دنیا، زیبای جهان
ماه چهره ماهچهر، آن که چهره اش چون ماه تابان و درخشان است، زیبارو
ماه خاتون بانویی که چون ماه زیباست.
ماه خانم (فارسی,ترکی) : ماه (فارسی) + خانم (ترکی) بانویی که چون ماه زیباست. انتخاب اسم دختر
ماه خدای نام فرشته ای
ماه دیس
ماه رخسار ماهچهر
ماه روی ماهچهر
ماه زیور زیور و زینت ماه
ماه سیما ماه (فارسی) + سیما (عربی) آن که سیما و چهره او چون ماه زیباست.
ماه شاد مرکب ازماه + شاد (خوشحال)
ماه شید روشنی و درخشش ماه
ماه صنم ماه (فارسی) + صنم (عربی) دلبر و معشوقی که چون ماه و چون طلا باارزش است.
ماه طلعت ماه (فارسی) + طلعت (عربی)، ماه سیما
ماه لقا ماه (فارسی) + لقا (عربی)، مه لقا مه لقا
ماه منظر ماه (فارسی) + منظر (عربی) ماهرو، ماهچهر
ماه منیر ماه (فارسی) + منیر (عربی) ماه نورانی، ماه درخشان
ماه نسا ماه (فارسی) + نسا (عربی) ان که در بین زنان چون ماه می درخشد.
ماهانه دختر ارمنشاه شاه ماچین در داستان سمک عیار
ماهایا
ماهبد مرکب از ماه + بد (پسوند اتصاف)
ماهپاره دارای زیبایی ای چون زیبا یی ماه
ماهتا مهتا، مانند ماه
ماهتاب مهتاب
ماهتاج آن که تاج او چون ماه می درخشد.
ماهتیسا در گویش مازندران ماه تنها
ماهچهر ماه چهره، آن که چهره اش چون ماه تابان و درخشان است، زیبارو نام دختر ایرانی
ماهدخت دختر زیباروی چون ماه
ماهدیس آن که مانند ماه زیباست.
ماهرُخ خوشگل، زیبا
ماهرخ ماهچهر، آنکه صورتی زیبا و درخشان چون ماه دارد.
ماهرو بانوی زیبا رو، دختری که چهره اش مانند ماه زیبا و درخشان است.
ماهزاد زاده ماه، زیبا
ماهک ماه کوچک، نام یکی از پادشاهان سکائی
ماهکان منسوب به ماه کوچک، دختری کوچک و زیبا، این اسم در مناطق بلوچ نشین رایج است.
ماهگل ان که چون ماه و گل زیباستف زیبا روی
ماهناز ناز و زیبا مانند ماه
ماهناک روشنی ماه و مهتاب
ماهنوش آن که چون ماه زیبا و چون عسل شیرین است.
ماهنی ترانه
ماهوار مانند ماه
ماهور نام یکی از دستگاه های موسیقی ایرانی اسم فارسی دختر
ماهوش مانند ماه
ماهویه ماهوی
ماهی جانوری مهره دار، آبزی معروف
ماهین منسوب به ماه، مانند درخشان و نورانی
ماورد ماءالورد، گلاب
مایا در اساطیر یونان مادر هرمس، در اساطیر روم الهه بهار و حاصلخیزی
مائده خوردنی، طعام، نام سوره ای در قرآن کریم نیز می باشد.
مبارکه مؤنث مبارک، خوش یمن، خجسته، فرخنده، از اسامی حضرت فاطمه (ع)
مبینا مبین (عربی) + ا (فارسی) آشکارا
متینه مؤنث متین
مجذوب شیفته
محبوب دوست داشتنی، مورد محبت
محبوبه مؤنث محبوب، دوست داشتنی، مورد محبت
محترم قابل احترام، عزیز و گرامی
محدثه مؤنث محدث، گوینده سخن نام دختر اصیل
محسنه مؤنث محسن، نیکوکار، احسان کننده
محنا به ضم میم و فتح ح و تشدید نون، به حنا خضاب کرده
محیا زندگی، حیات
محیصا رستگار شده، پاک و آمرزیده (به فتح میم)
مخمل نوعی پارچه
مدیا نام همسر آخرین پادشاه ماد
مدیسه نام روستایی در استان اصفهان
مدینه شهر، نام شهری در عربستان که پایگاه حکومت حضرت محمد (ص) بود.
مرجان معرب از سریانی، جانور بی مهره کوچک دریایی، بقایای قرمز رنگ رسوب یافته از همین جانور که در جواهرسازی کاربرد دارد.
مرجانه مروارید کوچک
مرجون گل میشه بهار
مرحان شادمانی و فرح نام عربی زیبا
مرحمت لطف و مهربانی
مردآوند نام دختر کوچک یزدگرد پادشاه ساسانی
مرسانا هدیه خداوند؛ معنی اسم مرساناز
مرسده معنی ۱: ملکه؛ ۲: جنگل راش، جای روئیدن راش، به مجاز یعنی زیبا، خرم و با طراوت
مرسیا ریحان
مرصع آنچه با جواهر تزیین شده است، جواهرنشان
مرضیه پسندیده، مرضی
مرمر نوعی سنگ دگرگون شده آهکی که به علت زیبایی در مجسمه سازی و نماسازی ساختمانها به کار می رود.
مرمرین ساخته شده از مرمر یا از جنس مرمر
مروا پهلوی فال نیک و دعای خیر
مروارید نوعی ماده قیمتی سخت و سفید یا نقره ای که در بعضی صدفهای دریایی یافت می شود، دُر، لؤلؤ
مروانه نام همسر ساقی دربار ولید از خلفای اموی
مریس چیزی لغزان و تابان
مریم معنی اسم مریم؛ گلی سفید و خوشبو و دارای عطر بادوام، نام مادر عیسی(ع)، نام سوره ای در قرآن کریم، تالع آن با نام سجاد رقم خورده و با ان کامل می شود.
مژان نرگس نیمه شکفته
مژده خبر خوش و شادی بخش، بشارت
مژگان چشم پوش، مژه ها
مستانه مستی آور، سرخوش و شاد
مستوره پاکدامن پوشیده پارسا پنهان
مسلمه مؤنث مسلم، پیرو دین اسلام، مسلمانان
مشک ماده ای با عطر نافذ و پایدار که از کیسه ای در زیر شکم نوعی آهوی نر به دست می آید.
مشکاه مکان نورانی، چراغدان، طاقی بلند که چراغ را در آن گذارند.
مشکدانه مشک (سنسنکریت) + دانه (فارسی) دانه خوشبویی که آن را سوراخ می کنند و به رشته می کشند، نام یکی از الحان باربد
مشکناز مشک (سنسکریت) + ناز (فارسی)  زیبا و خوشبو، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام یکی از زنان شاعر بهرام گور پادشاه ساسانی
مشکنک از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از زنان شاعر بهرام گور پادشاه ساسانی
مشکین مشک (سنسنکریت) + ین (فارسی) از هر چیز خوشبو، مشک الود، معطر
مشیانه نام نخستین زن در فرهنگ ایران باستان برابر با حوا در اسطوره های سامی
مشیما به فتح میم، زیبا رو، دختر خال دار، بانویی زیبا با خالی در چهره
مطهره مؤنث مطهر، منزه، پاک و مقدس
معصومه مؤنث معصوم، بی گناه و پاک
معظمه معظم
مقبله مؤنث مقبل، خوش اقبال، خوشبخت
مقدسه مؤنث مقدس
مقصوده مؤنث مقصود، آنچه کسی قصد انجام آن را دارد، منظور، مطلوب و مورد نظر
مکرمه مؤنث مکرم
مکینا بنفشه
مکیناس مکینا، بنفشه
مکیه اهل مکه، مربوط یا متعلق به مکه
ملاحت حالتی در چهره که شخص را دوست داشتنی می کند، نمکین بودن
ملک فرشته
ملک آفرین ملک (عربی) + آفرین (فارسی) مرکب از ملک (سرزمین) + آفرین (آفریننده)
ملک بانو ملک (عربی) + بانو (فارسی) شاه بانو
ملک تاج ملک (عربی) + تاج (فارسی)
ملک سیما دارای چهره ای زیبا چون چهره فرشتگان زیبا روی
ملک ناز ملک(عربی) + ناز(فارسی) فرشته زیبا
ملکه همسر پادشاه، شهبانو
ملورین در بلورین، رویه شفاف
ملوس قشنگ، ظریف و خوشگل
ملوک پادشاهان
ملیحه زیبا و خوشایند، دارای ملاحت، با نمک
ملیسا بادرنگبویه
ملیکا گروهی از گیاهان علفی چند ساله از خانواده گندمیان که خودرو هستند.
ملیکه نام همسر عمر خطاب
ملیله رشته باریک فلزی طلا
ملینا عسل، رنگ گل بهی، همچنین نوعی گل
منا (نامی اوستایی، پهلوی، فارسی) شایسته شاهی، شایگان
منال رسیدن، دست یافتن، دارایی، همچنین یکی از توابع شهرستان قیر و کارزین فارس
منجوق نوعی زینت به شکل گوی کوچک که برای تزیین روی لباس، گل سر و مانند آنها دوخته یا چسبانده می شود.
منصوره مؤنث منصور، یاری داده شده، پیروزشده، پیروز
منظر صورت، آنچه بر آن نظر بیفتد و به چشم دیده شود، چهره، دید
منوره روشن، درخشان
منیر آنچه از خود نور داشته باشد، درخشان، تابان، روشن
منیره مؤنث منیر، آنچه از خود نور داشته باشد، درخشان، تابان، روشن
منیژه از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر افراسیاب خواهر فرنگیس و همسر بیژن از پهلوانان ایرانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی
مه پاره ماهپاره
مه پیکر آن که چون ماه تابان و درخشان است، خوش اندام و زیبا
مه جبین مه (فارسی) + جبین (عربی) دارای پیشانی سفید و زیبا، زیبارو
مه سیما مه (فارسی) + سیما (عربی)، ماه سیما، ماه رو, ماهرخ، زیبا
مه فروز فروزنده و روشن کننده چون ماه روشن و پیدا
مه فروغ پرتو ماه
مه گل ماه گل
مه لقا (فارسی – عربی) مه (فارسی) + لقا (عربی)  آن که چهره و صورتی زیبا چون ماه دارد.
مه یاس زیبارو – زیبا مانند ماه و لطیف مانند گل یاس
مها در گویش مازندران ابر
مهبا همراه ماه
مهبان نگهبان ماه، مجازا زیبا و مهتاب رو
مهتا همتای ماه، زیبا و درخشان چون ماه
مهتاب نور و روشنایی ماه نام فارسی
مهتاج آنکه تاجی درخشنده چون ماه دارد.
مهترا باران
مهدا اول شب، قسمتی از شب
مهدخت دختری که چون ماه می درخشد و زیبا است.
مهدیا بانوی هدایت شده ، منتسب به حضرت مهدی (عج) مرکب از مهدی + الف تانیث
مهدیس شبیه ماه، بسیار زیبا و سفید
مهدیسا منسوب به مهدیس ، مانند ماه ، دختر زیبا ، بانویی با چهره ای درخشنده چون ماه
مهدیه مؤنث مهدی، عروس
مهر محبت و دوستی، خورشید، هفتمین ماه از سال شمسی، نام روز شانزدهم از هر ماه در تقویم ایران باستان، فرشته نور و عهد و پیمان در آیین زردشتی
مهر رخسار از نام های برگزیده
مهرا منسوب به مهر، بانوی مهربان، دختری که مانند خورشید یا از تبار خورشید است.
مهرافروز روشن کننده مهر و محبت
مهرافزا آنکه مهر و محبت بیفزاید
مهرافزون از نام های برگزیده
مهرافشان از نام های برگزیده
مهرانا منسوب به مهران، دارنده مهر، نام پدر اروند سردار ایرانی در عهد انوشیروان، نام شهری در غرب ایلام، نام یکی از خاندان های هفتگانه عصر ساسانی که مقرشان در پارس بوده نیز هست.
مهراندیش آن که در فکر و اندیشه محبت و مهربانی است.
مهرانگیز برانگیزاننده محبت و دوستی
مهرانه مرکب از مهر (محبت یا خورشید) + انه (پسوند نسبت)
مهراوه مرکب از مهر (محبت یا خورشید) + اوه (پسوند شباهت)
مهرآذر مرکب از مهر (محبت یا خورشید) + آذر (آتش)، از موبدان پارس در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی
مهرآذین مرکب از مهر (خورشید) + آذین (آرایش)
مهرآسا مانند خورشید
مهرآفرید آفریده خورشید، نام همسر ایرج بنا به روایتی
مهرآگین همراه با محبت
مهرآمیز از نام های برگزیده
مهرآور آن که موجب مهر و محبت شود، آورنده محبت
مهربان دارای محبت و عاطفه
مهربانو زنی که چون خورشید می درخشد، بانوی خورشید
مهرتا همتای مهر، تابان و درخشان چون خورشید
مهرتاب آنچه خورشید بر آن می تابد.
مهرچهر از نام های برگزیده
مهرچین از نام های برگزیده
مهرخ ماهرخ اسم ایرانی زیبا
مهردخت دختر خورشید
مهردیس مانند خورشید
مهرسا مانند خورشید
مهرشید خورشید نورانی
مهرکیش از نام های برگزیده
مهرگان منسوب به ماه مهر، مهربانی، جشنی به همین نام که ایرانیان باستان در پانزدهمین روز مهر برگزار می کردند و در آن روز از دوستان صمیمی خود قدر دانی می نمودند.
مهرگل مرکب از مهر (خورشید) + گل، آن که در میان گلها چون خورشید می درخشد.
مهرمنیر مهر (فارسی) منیر (عربی) خورشید روشن و درخشان
مهرناز زیبا چون خورشید،از شخصیتهای شاهنامه، نام خواهر کیکاووس پادشاه کیانی و همسر رستم پهلوان شاهنامه
مهرنسا مهر (فارسی) + نسا (عربی) نورانی ترین زن در میان زنان، نام همسر فتحعلی شاه قاجار
مهرنگ به رنگ ماه ، دختر زیبا و سفید رو
مهرنگار نگارنده خورشید، نام همسر یزدگرد پادشاه ساسانی
مهرنواز از نام های برگزیده
مهرنوش شنونده محبت، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از چهار پسر اسفندیار پسر گشتاسپ پادشاه کیانی
مهرو آن که رویی زیبا چون ماه دارد، ماهرو
مهروز آن که روزش چون ماه درخشان است، خوشبخت
مهروش مانند خورشید
مهروی از نام های برگزیده
مهری منسوب به مهر
مهریز زیباروی کوچک – ماه کوچک
مهرین مهر (خورشید یا محبت) + ین (پسوند نسبت)، نام آتشکده ای در قم
مهسا مانند ماه، زیبا
مهسان مانند ماه، زیبا
مهسانه آن که چون ماه زیبا و درخشان است.
مهستا دختر سنگین، بانوی گرانسنگ،مرکب از مهست الف تأنیث، هم به کسر سین خوانده می شود و هم به فتح سین
مهستی (فارسی – عربی): مه (فارسی، ماه) + سیتی (عربی، سیدتی) ماه خانم، ماه بانو
مهشاد مرکب از مه (ماه) + شاد (خوشحال)
مهشید ماه روشن و درخشان، پرتو ماه
مهفام به رنگ ماه
مهکامه دارای کام و آرزویی چون ماه روشن و پیدا
مهلا دوستانه، آهسته
مهلقا مه لقا، مه (فارسی) + لقا (عربی) آن که چهره و صورتی زیبا چون ماه دارد.
مهنا گوارا و خوش
مهناز آن که چون ماه ناز و زیبا است، آن که به ماه ناز و فخر می فروشد.
مهنور نور ماه ، دختر زیبا ، بانوی خوش چهره
مهنوش دارای زیبایی دائمی ، بسیار زیبا و ماندگار ، همچنین زیبا و شیرین
مهنیا آنکه اجداد و پدرانش از بزرگان و نیکان است، از نسل بزرگان، بزرگ زاده، مرکب از مه به معنای بزرگ بعلاوه نیا به معنای اجداد و نیاکان
مهوش مانند ماه، بسیار زیبا
مهیا منسوب به مه، بزرگمنش، بانوی بزرگ
مهیاره آن که از ماه دست بند دارد.
مهیتا زیبا و درخشان مانند ماه مرکب از مه (ماه) + ی نسبت + تا تشبیه
مهیره زن کدبانو، زن اصیل زاده نام زیبای دختر
مهیمنه ایمن شده،یکی از صفات خداوند
مهین بزرگ، بزرگتر، مانند ماه
مهین دخت دختر بزرگتر
مورد نام درخت همیشه سبز
موژان موجان ، گل نرگس نیم شکفته ، گل نرگسی که تازه در حال بازشدن است.
موکا نام همسر اوکتای قاآن پسر چنگیزخان مغول
مولود آن که به دنیا آمده، زاده شده
مونا منا، امیدها اسم زیبا برای پسر
مونجوق منجوق
مونس همنشین و همراز، همدم
مونیکا مشاور
میترا مظهر دوستی و محبت و صلح وصفا و روشنایی
میچکا در گویش مازندران گنجشک
میخک گلی زینتی و پُرپَر به رنگهای سرخ، سفید، و صورتی
میرانه میر (ازعربی) + انه (فارسی) امیرانه، شاهانه
میریام قوی و فربه، نام خواهر موسی(ع)
میسا زنی که با غرور و تکبر راه می رود.
میسان ستاره ای در صورت فلکی جوزا
میشانه
میشکا میچکا، گنجشک در زبان مازندرانی
میشی منسوب به میش، دارای رنگ قهوه ای مایل به سبز
میگل مرکب از می (شراب) + گل
میلا یکی از انواع مرغابی ، لک لک
میلانا مونث میلان، میل، خواهش، آرزو
میمنت مبارکی، سعادت، فرخندگی
مینا گلی معمولاً سفید با گلچه های گلبرگی، پرنده ای شبیه سار با پرهای رنگارنگ
میناز (اسم فارسی – گیلکی) نازنین من  مرکب از م (مخفف من) + ناز (مخفف نازنین)
مینو آسمان، بهشت، جهان معنوی
مینوچهر دارای چهره ای چون بهشت، زیبا روی
مینودخت دختر آسمانی، دختر بهشتی
مینورام آسمان آرام، نام فرشته رامش و خوشی
مینورخ دارای چهره ای آسمانی و بهشتی
مینوزاد زاده آسمان یا زاده بهشت
مینوسرشت آن که یا آنچه طبیعتی مانند بهشت دارد.
مینوش می نوشنده، نوشنده می
مینووش مانند بهشت، زیبا چون بهشت
میهن وطن، زادگاه
میهن بانو بانوی وطن
میهن تاج تاج و سرور وطن
میهن دخت دختر وطن

 

توجه داشته باشید که با کلیک بر روی هر یک از نامها میتوانید معنای آن نام را به طور کامل مشاهده کنید. ضمنا با توجه به اینکه فهرست نامهای ایرانی همواره در دست ویرایش و بهبود است لطفا با راهنمایی های خود و نیز پیشنهاد اسامی جدید که در فهرست نیامده، از بخش نظرات ما را در جهت بهبود هر چه بیشتر لیست راهنمایی کنید.

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.

کلیه حقوق برای وب سایت نماگرد محفوظ می باشد و کپی فقط با ذکر لینک پست مجاز است.