خوش آمدید - امروز : پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸
خانه » فرهنگ و هنر » نامها و معانی » اسم های دخترانه ایرانی که با حرف ت شروع می شوند

اسم های دخترانه ایرانی که با حرف ت شروع می شوند

مجموعه نامهای دخترانه اصیل ایرانی و فارسی که با حرف ت شروع می شوند بعلاوه معنی تشریحی آنها برای شما عزیزات آماده شده است.
اسم های دخترانه ایرانی که با حرف ت شروع می شوند

اسم های دخترانه ایرانی که با حرف ت شروع می شوند

نحوه نوشتن اسم با حروف لاتین

یکی از ریزترین نکات در انتخاب نام (البته برای نام برندها و شرکت ها که قابل تعمیم به اسم فررزند نیز هست)، انتخاب نام به صورتی است که نحوه نگارش آن به لاتین به یک شکل باشد. طی سالهای اخیر با گسترش ارتباطات بین المللی احتمال استفاده از نام به صورت لاتین بسیار بیشتر شده و نامهایی که دارای حالت نوشتاری متفاوتی در لاتین می باشند می تواند احساس ناخوشایندی در فرد صاحب نام بوجود آورد. به همین دلیل تا حد ممکن در انتخاب نام سعی کنید، اسمی را برای فرزندانتان انتخاب کنید که دارای یک حالت نوشتاری با حروف لاتین باشد. طی سالهای اخیر استفاده از نامهای دخترانه ایرانی بسیار رواج پیدا کرده است. خوشبختانه این تغییر در نگرش مردم تنوع زیادی در انتخاب نام برای نسل های آینده را بوجود آورده است و بسیاری از مردم که تمایل به استفاده از نامهای اصیل ایرانی دارند، پیش از انتخاب نام نیاز به دیدن لیست کاملی از نامهای اصیل ایرانی دارند که معنای آنها نیز آورده شده است دارند. در این مطلب می توانید لیست کاملی از نامهای دخترانه ایرانی که با حرف ت شروع می شوند را ببینید.

 

نامهای پیشنهادی نماگرد با حرف ت

تابان – تاتیانا – تارا – تارادیس – تانیا – ترانه – ترمه – ترنج – توتیا – توسکا – تینا – تبسم – ترنم – تلما – ترلان – تامارا – تیدا – تیارا

فهرست موضوعی نامها و معانی

نام های دخترانه فارسی که با حرف ت شروع می شوند

تَرَنُم آواز خوش
تَندُر بلبل
تُرنج نام میوه ای است
تِهرت نام دختر میانه اشوزرتشت
تِیتَک شبکیه چشم به زبان پهلوی
تابان نورانی، فروغمند
تابان چهر کسی که چهره ای درخشان دارد.
تابان دخت مرکب از تابان (درخشان) + دخت (دختر)  دختر درخشان
تابان رخ تابان چهر، آنکه صورتی روشن و درخشنده دارد.
تابان گل مرکب از تابان (درخشان) + گل  گل درخشان
تابان مهر خورشید تابان، خورشید درخشان
تابانروی از نام های برگزیده
تابانمهر از نام های برگزیده
تابش نورافشان
تابناک جذاب، درخشنده و روشن
تابنده تابیدن
تابیتا آهو
تاپیک درخشان، تابنده، نورانی
تاتیانا پرنده شکاری
تاتینا تاتیانی: پرنده ای شکاری
تاج الزمان کسیکه چون تاج در رأس عصر و دوره زمان است.
تاج الملک تاج پادشاهی
تاج الملوک تاج شاهان، افسر پادشاهان، هم چنین به معنی گیاهی زینتی از خانواده آلاله با گل های زیبای واژگون
تاج آفرین آفریننده تاج، به وجود آورنده تاج
تاج بانو ملکه، شاهزاده خانم
تاج بی بی ملکه، شاهزاده خانم
تاج خاتون ملکه، شاهزاده خانم
تاج دخت تاج (کلاه پادشاهی، افسر) + دخت (دختر): شاهزاده، دختر پادشاه
تاج گل آن که چون تاجی در رأس گل ها است، دختر زیباروی
تاج ماه آن که چون تاجی بر سر ماه است، بسیار زیبا
تاج مهر آن که چون تاجی بر سر خورشید است، یا دسته گلی به شکل تاج، دختر بسیار زیبا اسم فازسی دختر
تارا ستاره، مردمک چشم.
تارادخت مرکب از تارا (ستاره) + دخت (دختر)
تارادیس مانند ستاره
تارلا کشتزار
تارمیتا بنیان، اساس، پایه
تازه جدید، پرتراوت، لطیف
تاژ لطیف و نازک
تافته نوعی پارچه ابریشمی
تاک آفرین مرکب از تاک (درخت انگور) + آفرین (آفریننده)
تاکدخت مرکب از تاک (درخت انگور) + دخت (دختر)
تالیا تلاوت کننده قرآن، مرکب از تالی عربی (به معنای تلاوت کننده) + الف تانیث فارسی  بانویی که قرآن می خواند.
تامارا اسم حاکم گرجستان و دختر گیورکی سوم
تامیلا بخشنده
تامیما منزه، پاک
تانسو تمیزی، زلالی چشمه، پاکی، زیبایی، شبنم صبحگاهی
تانیا ملکه مهربان
تایماز بی نظیر، بی همتا، بیتا
تبسم لبخند، خنده بدون صدا، حالتی که لبها هنگام احساس خوشایند می گیرد.
تتسگل نام میوه ای در استان خراسان، نام دختر اخوان ثالث شاعر نامدار معاصر
تحفه شخص یا چیز بسیار ارزشمند، هدیه
تحفه گل تحفه (عربی) + گل (فارسی) گل ارزشمند
تخشک خوبرو و زیبا
تذرو قرقاول، پرنده‌ای است از راسته ماکیان که جثّه‌ای به اندازه مرغ‌خانگی دارد و جنس نر این پرنده به نام خروس جنگلی یا خروس کوهی شناخته می‌شود و شباهت کاملی با خروس ‌خانگی دارد
ترانه سخن معمولاً موزون که با موسیقی خوانده می شود، آواز، آهنگ، نغمه، کلامی که روی موسیقی گفته می شود.
ترکان در دوره مغول عنوانی مخصوص زنان اشراف، نام مادر سلطان محمد خوارزمشاه
ترگل گل تازه و شاداب
ترلان پرنده ای از خانواده باز شکاری
ترمه نوعی پارچه (قیمتی) از جنس کرک، پشم، یا ابریشم با نقش‌های بته جقه، اسلیمی، و مانند آنها که معمولاً از آن، جانماز، بقچه و لباس تهیه می‌کنند.
ترنج میوه ای از خانواده مرکبات که از مرکبات دیگر درشت تر است.
ترنگ آواز تارهای ساز
ترنم زمزمه کردن یک نغمه، آواز، نغمه نام دختر ایرانی
ترنیان سبدی که از شاخه های بید می بافند
تروند میوه تازه رسیده، نوبر
تریتی نام دختر میانه اشوزرتشت
تسنیم نام چشمه ای در بهشت
تشتر نام ستاره تیر. نگهبان باران
تک بانو بانوی یگانه
تکاو نام یکی از آهنگ های نامی باربد
تکتا بی همتا
تکتم نام چاه زم زم، اصرار در کتمان، پنهانکاری زیادی، نام مادر امام رضا (ع)
تلکا در گویش مازندران گلابی وحشی جنگلی
تلما امید و آرزو
تلناز موی قشنگ
تمنا آرزو، خواستن چیزی همراه با تواضع و فروتنی، دختری که وقارش همه را در مقابلش به فروتنی می کشاند.
تمیس گیاهی بالا رونده
تمیم مهره چشم زخم
تناز نام مادر لهراسب پادشاه کیانی و دختر آرش
تنبور نوعی ساز، دنبره
تندر تن (فارسی) + در (عربی- به معنی: مروارید) آن که بدنی سفید و درخشان چون دُر دارد.
تندیس مجسمه پیکره، تصویر
تنی در گویش مازندران شکوفه
تنی نار در گویش مازندران شکوفه انار
تهمینه زن رستم و مادر سهراب، نیرومند، دلیر، از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر شاه سمنگان همسر رستم پهلوان شاهنامه و مادر سهراب
توتیا جانوری دریایی با بدنی مدور که در بستر دریا زندگی می کند، گردی که از آن به عنوان سرمه استفاده می کنند. نام اصیل ایرانی
توراکینا نام همسر اکتای قاآن مغول
توران نام کشور دشمن ایران در شاهنامه نام سرزمینی منسوب به تور پسر فریدون پادشاه پیشدادی که بر آن سوی رود جیحون یعنی ماوراءالنهر واقع بوده و از طرف مشرق تا دریاچه آرال امتداد داشته است.
تورانبانو از نام های برگزیده
توراندخت مرکب از توران (نام سرزمینی) + دخت (دختر)
توری گیاهی درختچه ای و زینتی از خانواده حنا که گلهای خوشه ای بنفش و تاج گسترده دارد.
توسا توسکا، درختی بلند و جنگلی که در مناطق مرطوب و کنار آبها می روید.
توسکا توسا، درختی بلند و جنگلی که در مناطق مرطوب و کنار آبها می روید.
توفان طوفان، جریان هوای بسیار شدید، هیاهو و غوغا، “توفان” معرب از زبان آرامی است.
توکا پرنده ای از خانواده گنجشک با منقاری باریک وتنی رنگارنگ نام اصیل فارسی
تی تی گیلکی شکوفه
تی تی سا (نام گیلکی) تیتی (شکوفه) + سا (مانند)  مانند شکوفه، کنایه از زیبایی و طراوت
تی تی گل (اسم گیلکی) مرکب از تی تی (شکوفه) + گل
تی تی نار (گیلکی) شکوفه انار
تیارا (اسم لری) تیه (در گویش لری به معنای چشم) + آرا (آراینده) چشم آرا، زیبا
تیبا عشوه ، فریب ، بازیگوشی
تیدا دختر خورشید، زاییده خورشید، دختر زیبارو، مرکب از تی به معنای خورشید و دا به معنای زاییده
تیراژه رنگین کمان، قوس قزح
تیسا در گویش مازندران به معنای خالص
تیساگل در گویش مازندران مرکب از تیسا (خالص) + گل
تیساناز در گویش مازندران مرکب از تیسا (خالص) + ناز (زیبا): دختر پاک و زیبا
تینا گِل، هم ریشه با “طین” عربی است.
تیناب آنچه در خواب دیده می شود، رؤیا
تینوش نوش تو
تیهو پرنده‌ای خوش رنگ شبیه کبک اما کوچکتر از آن

 

توجه داشته باشید که با کلیک بر روی هر یک از نامها میتوانید معنای آن نام را به طور کامل مشاهده کنید. ضمنا با توجه به اینکه فهرست نامهای ایرانی همواره در دست ویرایش و بهبود است لطفا با راهنمایی های خود و نیز پیشنهاد اسامی جدید که در فهرست نیامده، از بخش نظرات ما را در جهت بهبود هر چه بیشتر لیست راهنمایی کنید.

لطفا نظر خود در مورد این مطلب را با ستاره ها از یک تا ۵ مشخص کنید!!

هفت − پنج =

باز نشر مطالب فقط با ذکر منبع و لینک مطلب در سایت namagard.com مجاز است.