هر روز، روزي است كه هست و هرگز در جهان روزهاي هم شكلي وجود نداشته است.
خوش آمدید - امروز : پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷
خانه » فرهنگ و هنر » نامها و معانی » اسمهای دخترانه کردی + معنای نامهای دخترانه کردی
اسمهای دخترانه کردی + معنای نامهای دخترانه کردی

اسمهای دخترانه کردی + معنای نامهای دخترانه کردی

اسمهای دخترانه کردی + معنای نامهای دخترانه کردی

اسمهای پسرانه کردی + معنای نامهای دخترانه کردی

اسمهای دخترانه کردی + معنای نامهای پسرانه کردی

در این بخش از مجموعه نام های ایرانی فهرست کاملی از اسمهای پسرانه کردی را همراه با معنی برای شما عزیزان آماده کرده ایم. امیدواریم شما عزیزان به خصوص مردم خون گرم کرد ایرانی و همه دوست داران نامهای کردی از نامهای اماده شده زیر استفاده نمایید.

مشاهده همه نامهای اصیل اقوام ایرانی

 

اسم ایرانی ریشه نام معنی اسم
ارینا کردی-فارسی آرینا ، آریایی نژاد – از نسل آریایی
اسرین کردی اشک
اوین کردی عشق
اوینار کردی عشق و دوست داشتن در حد کمال، عشق آتشین
ایوان کردی ایوان، تراس
آروا کردی نام فرشته ای در آیین زرتشت
آرینا کردی آریایی نژاد – از نسل آریایی
آسکی کردی آهو،کنایه از زیبایی و دلفریبی
آگرین کردی ایل زیبا
آلند کردی اولین پرتو خورشید
آوات کردی آرزو،خواسته
آوین کردی-فارسی عشق
آوینا کری عشق
آیرین کردی آتشین
با یخ کردی پایداری ، ارزش، قدر
بابان کردی خانهپدری ، نام عشیرهایی درکردستان ، نام منطقهای در کردستان ، لقب چند تن از احکام سلسله ‏بابان ، از چهرههای معاصر ادبیات کرد «شکرالله بابان»
بابیلان کردی لفظ نوازش دختر کوچک از روی محبت
باپیو کردی بادسنج
باتوف کردی نام گیاهی است با گلهای قرمز رنگ
باتینک کردی غنچه تازه ‏شکفته
باتینوک کردی آلاله
بادا کردی
بادر کردی جوڵانهوهی با ،فریشتهی بهڒێو بهری بامساوی با  حرکت باد ،فریشته مأمور باد
بارنگ کردی ریزش باران همراه باد
بارو کردی نام آهنگی
باروشه کردی بادبزن
باریز کردی میوهایی که ‏به ‏وسیله ‏باد از درخت کنده می‏شود
باریزان کردی رواج ، برکت
بارین کردی باریدن
بازان کردی جمع «باز» پرنده شکاری ، نام روستایی در کردستان ، در حال باختن،‌ بازنده
بازنه کردی النگو
بازور کردی نام پرندهایی کوچک خاکستری رنگ
بازیان کردی
بازین کردی
باژوران کردی جنوبیها ، طایفهایی از کردها
باژیر کردی شهر
باژیلان کردی محل وزش باد ، قبیلهایی از کردها که در اطراف خانقین سکونت دارند
باستینگ کردی گل نو شکفته
باسکار کردی قدرتمند ، توانمند در بحث و استدلال
باشن کردی خوب است. عالی است
باشیلا کردی خانه ‏به ‏دوش
باغان کردی چند باغ میوه که ‏در کنار یکدیگر قرار دارند ، نام روستایی در کردستان
باکوت کردی میوهایی که ‏توسط باد ریخته باشد
بالین کردی کمکی دیوار و ستون ، چوبی که ‏پشت در نهند، کلون
بانه کردی فلات، نام شهری در استان کردستان
بانو کردی خانم. بی‌بی. خاتون
بانواز کردی باخبر ساختن مردم با صدای بلند
بانوورام کردی بانورام
بانیا کردی بانیا
باوان کردی بابان ، خانه ‏پدری
باوشین کردی پنکه، بادبزن
باوند کردی اصیل ، خانوادهایی معروف از کردها کهدر شمال ایران حکومتی پایه ‏نهادند
باوێژان کردی باوِژان
باوین کردی صاحب ، از قبایل پراکندهکرد
بترخ کردی قیمتی
بتمان کردی نام رودخانهای در کردستان
بتین کردی پرحرارت ، قدرتمند
بچکول کردی کوچک
بختان کردی بد شانسی
بختوان کردی مدینه ‏فاضله
بختور کردی بهروز، کامران،دارای روزگار خوش
بخشین کردی عفو کردن
براژنگ کردی مژه
برزی کردی جای بلند، سکو ، کنایه ‏از بلند قامت
برزین فارسی-کردی باشکوه ، نام یکی از سرداران کیکاوس شاه ماد ،نام کوهی در کردستان بین مهاباد و سردشت
برژان کردی کار
برژنگ کردی مژه
برژول کردی نگا «برژانگ» ، پرز گل گندم یا جو
برسیل کردی نوعی گرد نان
برشیو کردی عصرانه
برف آب کردی آبی که ‏از ذوب شدن برف سرازیر می‏شود و جویباری تشکیل می‏دهد
برقه کردی درخشیدن جسمی در مقابل تابش اشعه آفتاب یا هر چیز دیگر
بریا کردی واژه ای کاش
بریار کردی قرار، عهد
برین کردی نگا «بهزان»
برینداره کردی آمبولانس
بریوان کردی دختری که گوسفندان بازگشته از چراگاه را صدا میزند.
بزان کردی شکست دهنده،نام روستایی
بژدار کردی سهامدار، شریک
بژن کردی قد و بالا
بژوار کردی نوعی درخت سخت و خیلی محکم شبیه ‏آبنوس
بژول کردی نگا «برژانگ»
بژوین کردی نگا «بژوار»
بژیو کردی قوت، مایه زندگی
بشدار کردی سهیم، شریک
بشکو کردی شرکت سهامی
بفران کردی معصوم و روپاک مانند برف
بفرانبار کردی هنگام باریدن برف ، نام اولین ماهزمستان، دی ماه
بکیل کردی شخم زن
بلار کردی آدم شوخ طبع
بلالوک کردی آلوبالو
بلنجه کردی خرامان، صاحب خرام ، نوعی گل خوشبو وخوشرنگ
بلواژ کردی آبگینه
بلیسه کردی لهیب، شراره
بلین کردی عهد، قرار
بناز کردی نازنین
بنان کردی عنفوان
بناو کردی نوعی درخت محکم و سخت که به خاطر سنگینی به زیر آب فرو می‏رود
بناوان کردی کدبانو، خانهدار
بنفش کردی نگا «وهنهوش»
بنگین کردی زندانی ابد
بنن کردی شاه کوه، جای سخت درکوه
بنین کردی نوعی گیاهی خوراکی که در بهار می‏روید
بهار فارسی-کردی نام اولین فصل سال، پس از زمستان و پیش از تابستان ، شکوفه درختان خانواده مرکبات ، کنایه از لطافت و زیبایی ، نام شهری در کردستان ، مرکز کردستان در دوره ‏سلجوقی ، لقب شاعر و نویسنده ‏و محقق کرد «ملک الشعرای بهار»
به‌دڵ کردی بَردل: محبوب
به‌ده‌و کردی بَدَو: زیبا
به‌رافین کردی بَرافین
به‌رامه کردی بَرامه: بوی خوش
به‌ربانگ کردی بَربانگ: افطار
به‌رسنا کردی بَسنا:
به‌رسین کردی بَرسین:
به‌رکه‌ن کردی بَرکن
به‌رما کردی بَرما
به‌روار کردی بَروار: نام کوهستانی در کردستان
به‌ژنا کردی بَژنا
به‌ژین کردی بَژین
به‌سیله کردی بَسیله
به‌فران کردی بفران: برفان
به‌فرین کردی بَفرین: برفی
به‌ناز کردی بَناز: نازنین
به‌نه‌ده‌ن کردی بَندَن: کوه
به‌هیا کردی بَهیا
به‌وران کردی بَوران
به‌یان کردی بَیان: بامداد
بورچین کردی مرغابی ماده
بوکان کردی زیبارویان ، عروسها ، نام شهری در کردستان
بوکبویانی کردی نو عروس
بوکین کردی خیمه ‏شب بازی
بونخوش کردی خوشبو
بوندار کردی دارای بوی خوش
بووژان کردی یعنی: احیا
بوین کردی خوشبو
بۆژانه کردی بُژانه: گلی خوشرنگ
بۆکان کردی زیبارویان، عروسها، نامی شهری کُردنشین در کردستان ایران[۱]
بۆنه کردی  بُنه: مناسبت
بێری کردی بِری: شیردوش
بێریڤان کردی بِریوان: شیردوش
بێژا کردی بِژا
بێژان کردی بِژان
بێژین کردی بِژین
بێستان کردی بِستان: بوستان
بێشه‌نگ کردی بِشَنگ
بی توش کردی همیشه ‏سایه
بی خال کردی بی نشان
بی خم کردی آرامش
بی وینه کردی بی نظیر
بیاره کردی بیاره
بیان کردی بامداد، پگاه
بیانه کردی نگا « بهیان»
بیبون کردی گلی وحشی کهدر کوهستانهای کردستان فراوان سبز می‏شود، بابونه
بیچم کردی هیئت ،سیما
بیری کردی زنی که شیر می دوشد
بیریفان کردی دوشیدن شیر گوسفند توسط دختران در کوهستان هنگام بهار
بیسان کردی جالیز
بیستان کردی جالیز
بیسو کردی بی گمان ، کمینگاه ‏شکارچی
بیشو کردی بی حد، بی اندازه
بیکژ کردی هموار، صاف
بیکن کردی بدون رقیب، یگانه
بیگرد کردی بدون رقیب ، کنایه ‏از بسیار زیبا
بیلو کردی جویبار کوتاه ‏مدت
بینور کردی دیدنی
بینیار کردی بیننده
بیور کردی بی بهره ، عدد میلیون در ریاضی
بیوی کردی انسان بی آزار ، سلامت
پاراو کردی
پاکان کردی نیکان
پاکانه کردی پاکانه: تبرئه، مبری
پاکاو کردی پاکاو
پاکینه کردی پاکینه
پرزین کردی پرچینی از گلهای ریز به دور باغات
پرشنگ کردی قطره های آب که پاشیده می شود -اشعهٔ خورشید
پرنگ کردی هم به ضم پ و هم به کسر پ خوانده می شود، برق شمشیر ، نور و فروق گوهر ، برقو تلألو هر چیز ، نوعی فلز مرکب از مس و روی و برنج
پرووشه کردی پُروشه: دانه‌های ریز برف
پڕژین کردی پُرژین
پڕناز کردی پُرناز
پژال کردی جوانه نازک ، شاخه های تازه روییده و ریز درختان
په یمان کردی به یه که وه بون
په‌رژین کردی پَرژین: پرچین
په‌رگوڵ کردی پَرگُل
په‌ره‌نگ کردی پَرَنگ
په‌روه کردی پَروه
په‌ژنا کردی پَژنا
په‌سار کردی پَسار
په‌سنۆ کردی پَسنو
په‌سیره کردی پَسیره
په‌لشین کردی پَلْشین
په‌له‌ک کردی پَلَک
پێتۆ کردی پیتو
پێلوو کردی پِلو
پیفۆک کردی پیفُک
تارا کردی ستاره، اصل این واژه بابلی است که به زبان هندی و زبان فارسی راه یافته
تانیا کردی تالار – تهنیا – دختر تنها
ترلال کردی زیبا، نوعی اسب
ترووسکه کردی براق
توار کردی نوعی ریسمان و کردی به معنای پرنده، نام محلی در دوسیور کشور فرانسه
تووشیار کردی اشعهٔ خورشید
جانام کردی ضمیر دستوری
جیهان کردی
چاوجوان کردی زیباچشم
چاوره‌ش کردی سیه‌چشم
چرو کردی جوانه
چکاوک کردی نام پرنده‌ای
چنور کردی نام گلی خوشبو
چوپی کردی نوعی رقص کردی
چوک کردی چشمه
چیا کردی اسم دخترانه و پسرانه، کوهستان بلند، سرد و خنک، اسم چشمه‌ای در شهر نودشه
چیاکو کردی کوه بلند
چیمه‌ن کردی سبزه و طبیعت
خه‌زال کردی غزال
خه‌زیم کردی
خوزگه کردی آرزو، حسرت، اسم مشترک
خوناو کردی باران آهسته و دلپذیر
دامینه کردی دامنهٔ کوه
دانژه کردی غنچه گل نیمه باز
دایان کردی مادر، جمع مادران، دایه
دژئاگر کردی آتش قلعه
دلدار کردی عاشق-زنده دل-تخلص شاعر
دلژین کردی باصفا زندگی کردن
دلنیا کردی دلگرم و مطمئن
دلووان کردی مهربان ، دختر مهربان ، بانوی با محبت
دلینا کردی مطمئن
دیانا کردی اسم دخترانه نام شهری درعراق، نام الهه رومی
دیلان کردی نوعی رقص کردی
دیمه‌ن کردی چشم‌انداز
دینا کردی پسندیده
رازاوه کردی آراسته، تروتمیز
راژِیس کردی درست کارترین
راژانه کردی نام گیاهی داروی
راهین کردی آموزنده
رژان کردی روژان – روزها ایام
روجا کردی آفتاب، در پارسی میانه مورد استفاده قرار می‌گرفت
روجیار کردی جمع آفتاب
روژ کردی خورشید – روز
روژا کردی روزها
روژان کردی روزها، روزان
روژانو کردی روز نو ، روز تازه ، آفتاب تازه سر زده
روژآوا کردی غروب، غرب
روژبین کردی راهنما و هدایت کننده روز
روژدا کردی طلوع خورشید مادر زندگی
روژه کردی الماس
روژیا کردی روز ، روشنایی – یکی از روزها، اسم مشترک
روژیار کردی میانجی روز و روشنایی -آفتاب، خورشید
روژیتا کردی مانند روز و روشنی
روژین کردی مانند روز، روشن
روژینا کردی چشم انداز روشنایی، روژین
روژییار کردی روزگار
روناک کردی روشن
روناهی کردی تابناک
روناو کردی آب زلال
رونیا کردی-فارسی بر وزن گونیا ، آنکه چهره اش مثل نیاکانش است ، اصیل و با نژاد. در کردی به معنای روشنایی
رونیاس کردی روناس
رویسا کردی چشمه روشن
ریژنه کردی باران تند در هنگام آفتاب
ریژین کردی هوش
زارا کردی پسندیده
زانا کردی دانا
زریان کردی بادجنوبیعنی: بهمن
زوزان کردی
زیرین کردی
زیوین کردی نقره ای، نقره گون
ژالانه کردی گیاهی زیبا و خودرو
ژاله کردی
ژاوه کردی نوعی گیاه وحشی از تیره کاکوتی
ژه نیار کردی
ژوان کردی زمان، میعاد، ملاقات – میعاد گاه عاشق و معشوق
ژیا کردی زنده
ژیانا کردی زندگی، حیات
ژیکان کردی زیبا و آرامش بخش – مرکب از ژیک (قطره باران) + پسوند نسبت
ژیلا کردی
ژیله کردی
ژین کردی زندگی
ژینا کردی زندگی بخش
ژینو کردی ژینا ، زندگی بخش
ژینوس کردی
ژیوار کردی نام کوهی در اورامان – زی بان/بانی زندگی
ژیوا کردی زندگیداراز ریشه کردی هورامی
سادیا کردی
سارال کردی نام روستایی در نزدیکی سنندج
ساریژ کردی
ساریسا کردی کوشا
سارینا کردی
سازان کردی
سامینه کردی ماهر
سانا کردی آسان
سایان فارسی-کردی منسوب به سایه ، رشته کوهی در آسیای مرکزی ، نام روستایی در نزدیکی همدان
سایدا کردی
سایمان ترکی–کردی سایمان در کردی به معنی مانند سایه ودر ترکی به معنی خوان بزرگ،محاسب میباشد.
ستران کردی
سرکوت کردی سربلند. پیروز
سروشت کردی طبیعت
سروه کردی نسیم صبحگاهی
سکالا کردی
سنور کردی مرز
سه‌یران کردی
سوزان کردی
سوژین کردی
سوکار کردی نام کوهستانی در کردستان
سولاف کردی آبشارکوچک
سوماً کردی روشنایی
شاران کردی گردنبند درست شده از بادام
شانا کردی باد ملایم
شاه زنان کردی زن زیبا- زن شاه- زیباترین زن
شاهو کردی نام کوه
شاهین کردی پرنده شکارچی
شاین کردی بر وزن فاعل ، شاهدانه
شلیر کردی  سوسن – لاله
شمامه کردی رایحه و بوی خوش. در کردی نام میوه ای است
شنه کردی نسیم آرام و دلپذیر بهاری
شنو کردی نسیم / اشنویه
شنیان کردی وزیدن نسیم، آرزو کردن، خنده نوزاد
شه‌پول کردی موج، آبخیز
شه‌رمین کردی شرمگین، با شرم و حیا
شه‌مال کردی توفان
شه‌مام کردی طالبی کوچکی که بسیار زیبا و خوش بو است
شه‌وبو کردی شب بو، نام گل
شوانه کردی گله بان، چوپان
شوخان کردی مساوی با شوخ و شنگ
شونا کردی نوعی گیاه، اثر
شیلان کردی نام نوعی درخت – نسترن
شیلر کردی به فتح شین ، شلیل ، میوه ای خوشبو گوارا و آبدار شبیه شفتآلو و هلو
شینا کردی قدرتمند
فرزانه کردی بسیار دانا
فرمیسک کردی اشک چشم
فینک کردی مساوی با خنک و دلچسب
ڤیان کردی مساوی با عشق
قاسپه کردی مساوی با آواز کبک
کازیوه کردی-فارسی به معنای باد خنک و سرد اول صبح، سپیدی صبح که افق را فرا می‌گیرد
کالێ کردی دختر چشم آبی با گیسوان طلایی
کانی کردی مساوی با چشمه
کانیا کردی منسوب به کانی (چشمه)، ویژگی کسی که زایا و بارور است. سرچشمه
کانیاو کردی چشمه اب
کژال کردی غزال ، دختری با چشمان زیبا -آهو، گونه‌ای از واژه خه‌زالمساوی با غزال، اصل این واژه عربی است.
کوچیار کردی یارکوتاه قد
کوردستان کردی مساوی با کردستان
کویستان کردی مساوی با کوهستان
کیژان کردی جمع دختران
گزنگ کردی پرتو خورشید
گلاره کردی مردمک چشم – به معنی هردو چشم هم بکار می رود
گلاره کردی چشم، حبهٔ انگور
گلاریس کردی زلف تابیده، موی بافته شده به زیبایی و آراستگی
گلاویز کردی ستاره سهیل ، به کسر گاف
گلباش کردی از نامهای رایج میان زنان کرد
گه‌لاویژ کردی ستاره شباهنگ، نوعی ستاره که درشبهای تابستان نمایان می‌شود
گولاله کردی لاله، گل
گولی کردی یک گل
گیوا کردی جذاب و گیرا
لار کردی طناز
ماسا کردی زیبا و درخشنده مثل ماه
مانک کردی مانگ، ماه
مانگ کردی مانک، ماه
مانوشا کردی نام یکی از کوههای سلسله جبال البرز که منوچهر پادشاه پیشدادی در آن بدنیا آمد
مانوشاک کردی بنفشه، نام خواهر منوچهر پادشاه پیشدادی
مزگین کردی مژده
مژان کردی مژگان، مژه
مستوره عربی-کردی پاکدامن پوشیده پارسا پنهان
مه ترا کردی باران
مهرایین کردی
میدیا کردی سرزمین ماد؛ اسم ایرانی زیبا
ناریا کردی قاصدک
نازار کردی دوست داشتنی
ناسکول کردی
ناسکی کردی
نالین کردی
نساره کردی
نشمیل کردی زیبا
نظیر کردی
نه شمین کردی
نه‌رمین کردی دلپذیر، مهربان
نه‌شمیل کردی زیبا و دلکش، خوشگل، زیبا اندام
نوژین کردی زندگی جدید
نیاز کردی دعا
نیان کردی رفیق -شریک زندگی -لطیف، دلپذیر
نیشا کردی نشانه
نیشتمان کردی میهن، دیار
نینا کردی اینها
هالان کردی ویژیگی دختر به لخاظ زیبایی، سروصدا
هانا کردی پناه، امید،نفس، فریاد
هانه کردی تحریک کردن، سرچشمه، چشمه
هاوین کردی تابستان
هایا کردی به هورامی هوشیار، زیرک و باهوش، دانا. اسم دختر هم هست.
هراله کردی  هلاله معنی اسم: آلاله
هستنوه کردی قیام تودهمردم
هفدن کردی وزن شعر
هفیان کردی آرام گرفتن
هگبه کردی رهآورد، هدیهسفر، خورجین
هلاله کردی گلی زرد رنگ خوشبو ، آلاله ، جارزدن، با خبر ساختن
هلپرین کردی رقصیدن
هموند کردی اعضاء
هنار کردی انار
هورا کردی درکردی غوغا و در اوستایی به معنایی نوشیدنی مست کننده یاد شده است.
هوران کردی آفتاب
هورشید کردی خورشید
هوری کردی نور خورشید
هورین کردی صدای جریان شدید آب
هوژین کردی آموختن
هوما کردی مرغ سعادت، فرخنده
هومان کردی خودمان
هونراوه کردی کنایهاز کلام منظوم
هونیا کردی شعر
هیدی کردی آرام، صبور
هیدیکا کردی آرام.یواش ، به آهستگی
هیران کردی قرار
هیرو کردی گل ختمی
هیزان کردی نیرومند، توانا
هیژان کردی ارزیدن ، جنبیدن
هیشو کردی خوشه
هیلان کردی آشیانه، مکان آرامش
هیمو کردی پاک دامن
هینا کردی ماهر
هینان کردی آوردن
هیوا کردی اگر روی پسرگذاشته شود به معنی امید است و اگر روی دختر گذاشته شود به معنی آرزو هست. تلفظ: hivā کردی، hiwā امید
هیوان کردی ایوان. تراس
وارش کردی بارش
وانیار کردی با سواد ،فارغ التحصیل
وچان کردی زمان استراحت کوتاه
وردی کردی کوچک، ریز‏نقش
وریا کردی آگاه
وریشه کردی درخشش، برق
وش کردی خواستن
وشان کردی ، افشان، کاشتن ، تکان شدید
وشن کردی خوب است
ولان کردی مکانی که گل زرد بسیار داشته باشد
وناز کردی با وقار
وندا کردی زن و دختر باسواد
ونوش کردی گل بنفشه
وه نه وشه کردی نوعی گل
وهار کردی فصل بهار
ویان کردی دلربا ، محبت، علاقه، عشق
ویانا کردی فرزانگی
وینه کردی تصویر، عکس، منظره، اسم کردی زیبا
یکمال کردی ثروت تقسیم نشده، دوست جان‏جانی
یکیتی کردی اتحاد
ئادار کردی آدار
ئادان کردی زمین حاصلخیز
ئاران کردی آران: قشلاق
ئاردا کردی آردا: نام فرشته‌ای در آیین زردشت
ئارژه‌ن کردی آرژَن
ئارگۆن کردی آرگُن: به رنگ آتش
ئاریمان کردی آریمان
ئارینا کردی آرینا: آریایی
ئاژار کردی آژار: محصول زمین
ئاژنا کردی آژنا
ئاژوان کردی آژوان
ئاژین کردی آژین: زِبر
ئاساره کردی آساره: ستاره
ئاسکۆڵ کردی آسکُل: بچه آهو
ئاسمین کردی آسْمین: یاسمین
ئاشتی کردی آشتی
ئاشناو کردی آشْناو
ئاڤان کردی آوان: نام کوهستانی در کردستان
ئاڤبین کردی آوبین
ئاڤزه‌ن کردی آوزَن
ئاڤشین کردی آوشین
ئاڤین کردی آوین
ئاگرین کردی آگرین: آتشین
ئالشک کردی آلِشک: شب‌بو
ئالووس کردی آلوس
ئالیا کردی آلیا: غنچهٔ گل
ئالین کردی آلین
ئاڵا کردی آلا: پرچم
ئاماژه کردی آماژه: اشاره
ئامێز کردی آمِز: آغوش
ئایرین کردی آیرین: آتشین
ئه‌توون کردی اَتون
ئه‌دگار کردی اَدگار
ئه‌رده‌لان کردی اَردلان: نام ولایتی در کردستان
ئه‌رده‌م کردی اَردَم
ئه‌رمین کردی اَرمین
ئه‌رنه‌واز کردی اَرنَواز
ئه‌زموون کردی اَزمون: امتحان
ئه‌ژین کردی اَژین
ئه‌ستی کردی اَستی
ئه‌سرین کردی اَسرین: اشکین
ئه‌له‌گه‌ز کردی اَلَگَز
ئه‌نوا کردی اَنوا: پناه
ئه‌ورین کردی اَوْرین
ئه‌وین، ئه‌ڤین کردی اَوین: عشق
ئێلیان کردی اِلیان
ئینانا کردی اینانا: الههٔ عشق

 

اسم های قدیمی پسرانه کردی

 

همچنین برای مشاهده نامهای پسرانه کردی ، نامهای دخترانه ایرانی از همه اقوام میتوانید بر روی لینک های مربوطه کلیک کنید. در صورتی که نام پسرانه کردی مد نظر شما هست که در لیست آورده نشده است لطفا در بخش نظرات آن را بنویسید تا در اسرع وقت نام مورد نظر همراه با معنا و توضیحات آن به لیست اسامی دخترانه کردی اضافه گردد و به تکمیل کاملترین فهرست نامهای اقوام ایرانی کمک نمایید

اسمهای دخترانه کردی + معنای نامهای دخترانه کردی
لطفا نظر خود در مورد این مطلب را با ستاره ها از یک تا ۵ مشخص کنید!!

مطالب متنوع دیگر

انتشار برای دوستان

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای سایت نسیم فان محفوظ است