خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸
خانه » فرهنگ و هنر » نامها و معانی » نامهای پسرانه کردی اصیل و زیبا + اسم های جدید کردی

نامهای پسرانه کردی اصیل و زیبا + اسم های جدید کردی

در این بخش از مجموعه نام های ایرانی فهرست کاملی از اسمهای پسرانه کردی را همراه با معنی برای شما عزیزان آماده کرده ایم.

اسمهای پسرانه کردی + معنای نامهای پسرانه کردی

اسمهای پسرانه کردی + معنای نامهای پسرانه کردی

امیدواریم شما عزیزان به خصوص مردم خون گرم کرد ایرانی و همه دوست داران نامهای کردی از نامهای اماده شده زیر استفاده نمایید.

 

فهرست موضوعی نامها و معانی

اسم ایرانیمعنی اسم
اربیلبسیار خوب
اردلاننام طایفه ای از ایلات کرد ایران
افشارنام ناحیهایی در کردستان
آدانمفید سودمند
آراآزار دهنده آسیب رساننده – نام پادشاه مانایی
آراندرای طبیعت گرم – همچنین اسم شهری قدیمی که قباد ان را بنا کرد
آرناآریایی نژاد
آریتمانام یکی از سران ماد
آرینآریایی نژاد
آسوشفق،هنگام طلوع خورشید،همچنین نام شرابی مست کننده که از قند سیاه درست می کنند،نام محلی در مسیرلار به لنگه
آگاآگاه، مطلع،با خبر،
آهیرآتش
بابکاستوار ، پدر کوچک ، پاپک، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی، پسر ساسان موبد معبد آناهیتا و پدراردشیر بنیان گذار سلسله ساسانی، تخلص شاعرکرد «علی اصغر سریری»
باپوککولاک
باپیرپدر بزرگ ، کنایهاز دانای کهنسال ، تخلص شاعر کرد «باپیر دینوری»
بادلیسکنایهاز همیشه مست ، نام شهری درکردستان
بادینانبهدینان، مۆمنان ، نام عشیرهایی معروف در کردستان ، نام منطقهای درکردستان ، یکی از لهجههای زبان کردی
بارزاننام بارزیا بارجان ، از طوایف قدیمی ایران که اسامی آنها در متون ساسانیان نیز آمده است و در زمان اردشیر بابکان در کوههای جنوب شرقی کرمان می زیسته اند ، همچنین نام یکی از طوایف معروف کردهای عراق
بارماناز شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی و از سپاهیان افراسیاب تورانی، نام یکی از سرداران دورهماد ، شخص محترم و لایق دارای روح بزرگ
باریساننام قبیلهایی ازکردها
باریکاندماغه کوه
بازیاربازدارنده، داور مسابقه پرش
بازیانمکان روباز ، مکانی نزدیک سلیمانیه محل یکی از جنگهای شیخ محمود حفید با انگلستان
باژارشهرک ، بازار، مکان داد و ستد
باسامترسناک
باسکانقلههای چند کوه در یک سلسلهجبال
باشارمقاومت ، مقابله ، چاره، علاج، درمان
باشواننام کوهی در بانه، آشیانه
باشورجنوب
باشوکنوعی پرنده شکاری
باکورشمال
باگروتندباد
بالاقیافه
بالباننوعی پرنده شکاری
بالکاستخوان کتف ، نام کوهی در کردستان ، نام منطقهایی در کردستان ، نام قبیلهایی در کردستان ، نام روستایی در کردستان
بالندهپرنده
بالویزسفیر
باهوزگردباد
باهیفبادام
باوابابا
باورمرز میان دو کشتزار
بایزیدبا ایمان، مۆمن ، نام عارفی مشهور کرد زبان «بایزید بسطامی» ، نام شهری درکردستان
بایفبادام
بتامخوشمزه
بتاوسریع
بجرگکنایه از آدم بیباک وشجاع
بختیارکسی که شانس و اقبال با او یار است ، خوشبخت ، تخلص شاعر کرد «علی اصغر خان سالارشریف»
بختیاریخوشبختی، کامرانی ، یکی از تیرههای بزرگ کرد لرستان ، یکی از لهجههای زبان کردی
بخشانمنتشر کردن
بخشیرسخی،بخشنده،سخاوتمند
براخاسدوست دانا و عاقل
برادوستدوست صمیمی ، نام یکی از قبایل کرد ، نام کوهی در کردستان ، نام منطقهای در کردستان
برامخوشبو
براوزمینی که بوسیله چشمه یا رودخانه آبیاری شود
برآلیننام گیاهی خوشبو است که مصرف طبی دارد
برپرسمسئول. رئیس
برچاومنتظر ، زیبا ، پدیده
برداشنتیجه
بردلصبحانه
برز آفرینتشویق بزرگ
برزاننگا «بارزان»
برزاومد دریا
برزفردارای قامتی با شکوه،بلند پرواز ، از سرداران کرد دوره هخامنشی
برزماماه شب چهارده. بدر
برزوبلند بالا ، کنایه از عظمت ،نام پسر سهراب پسر رستم زال
برکاودامنهکوه
برکوخرمن کوچک قبل از خرمن بزرگ
برکوشپیش بند
برگشسینی، طبق
برمالجلوی منزل ، سجاده، خانهدار
برناوجای آفتابگیر
برهمبهره، حاصل، نام خوانندهکرد زبان «برهم حسن»
بروبلوط
برواایمان اسم کردی، اسم ایرانی
بروارآن قسمت از دامنهکوه که زیباترین قسمت آن میباشد ، نام منطقهای در کردستان نزدیک عمادیه
بروانپیش بند
بروسکجرقه
بروسکانجمع «بروسکه»
بروسکهبرق ناشی از ابر یا هر چیز دیگر ، تلگراف
بریانگذر آب یا باد
بریزمحترم
بریسکهنگا «بروسکه»
بریکاروکیل
برینپیشین ، عریض، پهناور
بریندارزخمی ، تخلص شاعر معاصر «محمد رستمی»
بزوتنوهحرکت، جنبش ، کنایه از پیروزی آرام آرام
بزوینمحرک
بژاروجین کردن ، شمارش
بژوارزمین سرسبز
بسامترسناک ، نام روستایی ، نام سرداری در دوره بهرام گور ساسانی
بستکرختخواب ، نام یکی از بزرگان دوره سکایی
بستیرنوعی فرش با نقشهای خیلی زیبا
بسوددارای فایده
بسیهکافی
بلباسبه برخی عشایر کرد بلباس میگویند
بلویرنیلبک
بلیسهشعله، اخگر
بلیمتنابغه
بناردامنهکوهکه رو به دشت است
بندنبلندی روی کوه
بهتینآتشین
بهرامفتح و پیروزی ، نام ستاره مریخ ، نام روز بیستم از هر ماه شمسی در ایران قدیم ، نام فرشته موکل بر مسافران و روز بهرام ، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام یکی از فرزندان گودرز گشواد که در دربار کاووس پادشاه کیانی بود
بهرزانبلندپایه
بهرههمثمره
بهلینپیمان
بهمننیک اندیش ، نام ماه یازدهم از سال شمسی ، نام فرشته نگهبان چهارپایان سودمند ، نام روز دوم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام پسر اسفندیار پسر گشتاسپ پادشاه کیانی، تخلص شاعر کرد «فریدون بهمن»
بهنوشگوارا، بهترین نوش دارو
بهیزنیرومند
بوارمحل عبور در رودخانه
بوبانبهسوی بالا
بوتانلهجهای در زبان کردی
بودیاننام یکی از قبایل ماد
بورانبوران
بورباشاز فرمانروایان کاسی
بوژان، نمو کردن، شکوفا شدن ، بهخود بالیدن
بوسیاناز قبایل ماد
بی بشمحروم
بیارهنام روستایی
بیباکبا جرأت
بیتاوانبی گناه
بیرشادیادمان خوشحالی
بیرکوباهوش، هوشمند
بیرگایادگه. بیرگه. یادگه
بیرورمتفکر
بیزارکسی که از اعمال زشت پرهیز کند
بیژنمجرد، تنها
بیسارانبی سرها، بی دلیل قتلعام شدهها ، نام روستایی نزدیک سنندج
بیستونمحل عبادت خدا ، خانه یا کاخی کهدرآن ستون نباشد ، محل و کوهی سنگی نزدیک کرمانشاه که فرهاد برای رساندن جوی شیر تا قصر شیرین مأمور به تراشیدن آن شد.
بیلاشمفقود الاثر.
بینربیننده
پاپریکنام گیاهی خوشبو است
پاپکاستوار ، پدر کوچک ، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی، پسر ساسان موبد معبد آناهیتا و پدربزرگ اردشیر بنیان گذار سلسله ساسانی
پادارثابت
پادشاحاکم
پارسیااهالی پارس
پاره وانبانک
پاره یارکارمند بانک
پایاریاور
پژمانهراسان و افسرده دل همریشه با پ ه شیو
پشتیساریاور
پشتیوانپشتیبان
پشکوشکوفه
پهژارافسردهدل
پهشیوهراسان و افسردهدل همریشه با پژمان
پولافولاد
پیشهنگ
پیمانعهد {یک شخصیت مهم بوده }
چاوهعزیز
چیاکوهستان، کوه
چیاکوکوه کوچک
خاوینپاک سرشت
خوشناونامدار، نیک نام
دادیارحامی قانون، مجری عدالت
دارا
داژیارروزی، قدرت
دالاهوبرگرفته از کوهی در کرمانشاه
دانیاربخشنده
داویندامنه کوه
دهرسیمبرگرفته از منطقه درسیم در ترکیه
دیاردیار، پیدا
دیاریهدیه
دیلمانبرگرفته از سرزمینی که مابین گیلان و مازندران قرار دارد
دیمهنچشمانداز
راژان
راژورجایی بالا، حاکم
راشینتوشه
راماندر شگفت
راویاررهرو، رهگذر کردی هورامی
راویژتدبیر
ربنیکدست. یک اندازه
رزگاررستگار، آزاد
روجیارروژیار
روژان
روژمانروشن مانند روز ، کسی که دارای فکر باز و اندیشه روشن است
روژندنور خورشید
روژهاتروزها
روژیارآفتاب، زمانه؛ روزگار؛ اسم روژیار در ثبت احوال به عنوان اسم دختر ثبت شده است؛
ریبازراه و شیوه
ریبواررهگذر
ریبینرهشناس، دورنگر، راهبین، دوراندیش، آینده نگر
ریبیندورنگر، راهبین
ریبینراهنمای راه- بیننده راه
ریزانوارد، ماهر
ریکهوتکردی
ریناسرهشناس
ریوانرهگذر
زاگروسزاگرس کردی-یونانی یعنی یعنی [ز] یونانی + [ئاگر] کردی یعنی آتش + [س] یونانی
زالحکمران، چیره
زانادانشمند
زانادانشمند
زانکودانشکده؛ دانشگاه، دانش طلب
زانیاردانا، دانشمند
زاورجرئت
زریاننام یک نوع باد
زمناکونام کوهستانی در کردستان
زهردهشت
زورابکردی
زورانتلاش، کشتی، نام نوعی کشتی باستانی
زیبار
زیلانکردی
ژاوهروژاورود
ژاییزاشک آتش
ژنواشنوا
ژوانگفتگوی عاشقانه، میعادگاه
ژیارزندگی شهرنشینی. به هورامی مدنیت
ژیانخشمناک و غضبناک؛ (به مجاز) بیباک و شجاع . زندگی.
ژیرهوشمند، همریشه با واژه زیرک
ژیکانقطرهٔ باران
ژیلهمواخگر
ژیلوانکوهنورد
ژیهاتکاردان، ماهر
ژیهاتشایسته، لایق
ژیوارزندگی نام روستایی در منطقه اورامانات یعنی وجه تسمیه روستا یعنی مکانی برای گذران بهتر زندگی
ژیوارتمدن گذر زمان یا زندگی
ژیواننگهبان زندگی
سارو
ساکارپاک و ساده
ساکوکوه بدون گیاه، ساده و بیآلایش
ساکوبیآلایش
سامالآسمان بی ابر
سامرندنام کوهی است
ساناآسان و راحت – گویش محلی صنعا پایتخت یمن که قهوه آن معروف است
سانانبزرگ ایل
سانیارحامی وپشتیبان ، نام یکی از قبایل کرد
ساوانسامان نام روستایی در نزدیکی سقز
سایمانمانند سایه
سردشتبه مکانی رؤیایی گفته میشود همانند بهشت سرسبز، نام شهری کردنشین در آذربایجان غربی
سه یوانکوهی در ایلام
سهردارسردار
سهرکهوتپیروز
سهرکو
سهنگاو
سوراننام یکی از منطقههای وسیع کردستان همچنین با اضافه شدن+ی=سورانی؛  یکی از چهار گویش اصلی زبان کردی ، جمع سور به معنی شادی
سیامدنام کوهی است، سیامه ند یعنی برگرفته از افسانهٔ کردی خَج و سیامند، سیامند عاشق خَج یعنی خدیجه میشود و در راه این عشق هر دو جان میسپارند
سیپانبلندی مانع باد، نام دوکوه در کردستان
سیروانعربی ساربان، نام رودی در غرب ایران که از استانهای کردستان و کرمانشاه می گذرد
سیرواننام رودی در منطقه هورامان تخت – کردستان
سیوانروستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان مرند استان آذربایجان شرقی ایران سیوان به معنی ماه است.
شاروبازمانده یا پنهان
شالیارهمدم شاه
شاهونام یک رشته کوه، که بلندترین قسمت آن در روستای شمشیر از توابع شهرستان پاوه است
شایاروزیر
شڤان
شمِال
شوانگله بان، چوپان
شورش
شیرکو
شیروان
شیوان
فریبرزکسی که بسیار بلند است، بلند بالا، بلند قد
کاویارمراد، آرزو
کژوان، کشوانکوهنورد
کواژینکو زندگی؟ به نظر میرسد این “کوژین” باشد که تشکیل شده از “کو”+”ژین” یعنی “باهم زندگی کردن”.
گایاریار بزرگ. یار قدرتمند
لاوین
ماردیننام یکی از شهرهای کردستان ترکیه
ماژانبزرگان، همچنین مکانی در شهرستان بیرجند
مامشنام طایفهای بزرگ در مکریان کردستان
مانوشنام کوهی، نام چندتن از نیاکان منوچهر پادشاه پیشدادی
مهردادنام یکی از پادشاهان سلسله اشکانی
میتادوست
میدیاتلفظ انگلیسی از نام ماد
میشاگل همیشه بهار
میشواکمنطقه ای در کردستان
ناریننام منطقه ای مرزی در مغرب ایران، نوازشگر، آواز خواندن همراه با نوازش
نودشهنام شهری در هورامان که علمای بزرگی از آن برخاسته انداسم مردانه.
نوژندرخت کاج
نیاننازک و لطیف
نیهادنهاد ، سرشت ، طبیعت ، ضمیر دل ، بنیاد ، اساس ، قاعده ، مقام و جایگاه
هاوارفریاد
هاورازهمراز
هاوری
هایکاآرام ، مرموز ، از اسطوره های کردستان
هژاربینوا، فقیر، تنگ دست. آزاده
هژیانارزنده، شایان ارزش
هژیرزیرک و باهوش، ساکت و آرام، فقیر
هستیاراحساس کننده، ادیب
هفالرفیق
هلبستشعر
هلدیرآبشار
هلکوکوهکوچک، تپه
هلکوتفرصت، وقت
هلگر، بردارنده، حامل ، بلند نگهدارنده
هلگوردبهترین جلودار
هلمتحمله، هجوم
هلوعقاب
هلورینریختن چیزی از بالا به پایین
هلیرژادهانتخاب شده
هلیژیرانتخاب کننده
همایونمبارک، فرخنده، میمون، خجسته، مقامی در موسیقی
هنرمندهنرمند
ههردی
ههلکهوتفراز-رونده، چیره
ههلگورد
ههلوآله، عقاب
ههندریننام کوهستانی در کردستان
ههورازفراز و نشیب
ههورامبرگرفته از اورامانی، نام مردمی از سرزمین دیلمان که به غرب ایران مهاجرت نمودهاند اسم دیگر حضرت ابراهیم
هوارییلاق ، خیمه سلطان در ییلاق
هوالخبر ، رفیق
هوتخشصنعت گر
هورازدوست صمیمی
هوراممردم منطقهاورامان ، هنگام طلوع آفتاب
هورامانمنطقهایی در کردستان نزدیک
هورانمرغزار کوچک در کوهستان
هوزانآوازهخوان هو به معنای خدا و زان مخفف دانش است این اسم بهتر است به معنای خدای دانش و زانیاری تعبیر شود یعنی همچون:شاهو=شا مخفف شاخ و هو به معنای خداپس شاهو یعنی کوه بلند یا خدای کوههای اطراف
هوسکرشنزار، کویر
هوشمندباهوش، زیرک
هوشنگتنها، بیکس ، از شاهان پیشدادی کهبنیانگذار جشن سدهمیباشد ، پسر سیامک نوه کیومرث
هوشیارعاقل. خردمند ، بیدار
هوگرعلاقهمند
هوگوانس گرفتن ، عادت کردن
هولانچوگان بازی
هومهر
هیدیآهسته، پاورچین
هیرافراخ، وسیع
هیرشفشار ، هجوم
هیروگل ختمی
هیژاارجمند ، شایسته، لایق
هیمنمتین، نجیب
هیواامید
واتیارسخنگو
وادیاراینطور که پیداست، ظاهر امر
وارانباران
وارشبارش – باریدن باران
وارورهگذر
وانیارباسواد
وتارمقاله، سخنرانی
ورزانمحافظ، نگهبان ، فصلها
ورزمیارحامی اهورا مزدا
ورزیاربرزگر
ورزیربرزگر
ورشنگآفتاب خوشحال
ورگربا دوام
ورگیرمترجم
وریازرنگ، باهوش
ولام، پیام ، پاسخ
ویراشجاع
ویسعشیرهیکرنگ
یزدگردخدای زمین ، نام چند تن از پادشاهان ساسانی

 

در صورتی که نام پسرانه کردی مد نظر شما هست که در لیست آورده نشده است لطفا در بخش نظرات آن را بنویسید تا در اسرع وقت نام مورد نظر همراه با معنا و توضیحات آن به لیست اسامی پسرانه کردی اضافه گردد و به تکمیل کاملترین فهرست نامهای اقوام ایرانی کمک نمایید

لطفا نظر خود در مورد این مطلب را با ستاره ها از یک تا ۵ مشخص کنید!!

ده + 20 =

باز نشر مطالب فقط با ذکر منبع و لینک مطلب در سایت namagard.com مجاز است.