اسم های دخترانه فارسی – ایرانی اصیل که با حرف س شروع می شود، به ترتیب حروف الفبا همراه معانی آنها را جمع آوری کرده ایم.
اسم های دخترانه ایرانی که با حرف س شروع می شوند

اسم های دخترانه ایرانی که با حرف س شروع می شوند

نام عمومی و محبوب یا نام خاص و تک؟

همانطور که قبلا گفته شد در هر فرهنگ و دوره زمانی در هر فرهنگی، یک سری از نامها از محبوبیت بیشتر برخوردار بوده و در نتیجه میزان استفاده از آن بیشتر از بقیه نام ها است. بی شک انتخاب چنین نامهایی بدلیل محبوبیت بیشتر آن رواج بیشتر و احتمال بیشتری دارد. از طرفی تعداد زیادی از مردم مایل اند نامی که دارند خاص و تک باشد (بدلیل علاقه غریضی انسانها در داشتن ویژگی های خاص و تک). گاهی والدین در انتخاب نام برای فرزندان خود بین این دو گزینه مردد می شوند که نام محبوب و پرکاربرد برای فرزندان خود انتخاب کنند (که احتمالا آن نام در بین آشنایان تکراری است) یا اینکه یک نام کاملا اختصاصی که تاکنون در بین نزدیکان مورد استفاده قرار نگرفته است را انتخاب کنند. در این شرایط باید به این نکته توجه کرد علاقه به استفاده از نامهای خاص و غیر تکراری یک میل همگانی است که اتفاقا به تنوع نامها منجر شده و تا حدی می تواند به زیبایی ترکیب نامها در یک فرهنگ منجر شود با اینحال باید در انتخاب نام های خاص و غیر تکراری رعایت اعتدال را کرد و در متمایز بودن یک نام از یک حد آستانه فراتر نرویم زیرا میتواند موجب شود که دیگران در تلفظ ان دچار مشکل شوند یا خاص بودن  آن نام موجب تمسخر آن فرد توسط دیگران شود و حتی در موارد خاص دیگران قادر به تشخیص این نباشند که این نام دخترانه است یا دخترانه

طی سالهای اخیر استفاده از نامهای دخترانه اصیل ایرانی بسیار رواج پیدا کرده است. خوشبختانه این تغییر در نگرش مردم تنوع زیادی در انتخاب نام برای نسل های آینده را بوجود آورده است و بسیاری از مردم که تمایل به استفاده از نامهای اصیل ایرانی دارند، پیش از انتخاب نام نیاز به دیدن لیست کاملی از نامهای اصیل ایرانی دارند که معنای آنها نیز آورده شده است دارند. در این مطلب می توانید لیست کاملی از نامهای دخترانه ایرانی که با حرف س شروع می شوند را ببینید.

 

نامهای پیشنهادی نماگرد با حرف س

سارینا – سانیا – سبارو – سایه – سپیده – سپینود – ستاره – سروناز – سروین – سالی – ساحل – ساغر – ستیلا – سحرناز – سما – سمیرا – سارا – ساناز – سانلی – سمر – سوین – سونیا – سایدا – سروشا – سلماز

فهرست موضوعی نامها و معانی

نام های دخترانه فارسی که با حرف س شروع می شوند

سَروَر رییس ، پیشوا
سَروین شبیه سرو، مانند سرو
سُنبُل گل خوشه ای بلند، به هم فشرده، و معطر به رنگهای قرمز، آبی، سفید، و زرد
سابرینا مژده، بشارت، پیام خوش
سابود هاله، خرمن ماه
ساتراپ استاندار، حاکم ایالت (ساتراپی) در ایران باستان، داریوش هخامنشی سرزمین ایران را به ۲۰ منطقه تقسیم کرده و اداره هر ناحیه را به یک ساتراپ داده بود.
ساتی در مصر باستان نام فرشته نگهبان ارواح بوده است.
ساتیا از نامهای باستانی
ساتین محبوب و دوست داشتنی
ساجده مؤنث ساجد، سجده کننده، عابد
ساحر سحرکننده، افسونگر، جادوگر
ساحره ساحر
ساحل زمینی که در کنار دریا یا دریاچه واقع شده است.
سارا معنی اسم سارا؛ شاهزاده خانم، نام همسر حضرت ابراهیم (ع) و مادر اسحاق (ع)، از محبوب ترین نامها
سارال نام روستایی در نزدیکی سنندج می باشد.
سارالماز ناپژمردنی، بدون خزان
سارای ماه زرد، مرکب از ساره (زرد) + آی (ماه)، ماه شب چهارده
سارگل گل زرد
سارنیا خالص ، پاک ، منزه ، بانوی بی ریا ، دختر پاکدامن
ساره سارا
ساریان نام روستایی در نزدیکی مشهد
ساریسا کوشا
سارینا خالص،پاک
سارینه همانند سار (سار=نام پرنده) ، کوه کوچک
سازک ساز کوچک
سازین نام روستایی در نزدیکی زنجان
ساطعه مؤنث ساطع
ساعده مؤنث ساعد، کمک کننده، مددکار
ساغر جام شراب جام و پیمانه
ساقی آن که شراب در پیاله می ریزد و به دیگری می دهد.
سالسا تند و تیز، نوعی سس اسپانیایی
سالمه مؤنث سالم، فاقد بیماری، بدون عیب یا خرابی
سالومه صلح و آرامش، صفا و دوستی، نام خواهر مریم عذرا و خاله حضرت عیسی (ع) و همچنین نام ملکه یهود و دختر هرود فلیپ
سالویا نام گلی است.
سالی بی غم و سرخوش ، سالمند و دارای عمر طولانی ، نام روستایی حوالی خرم آباد
سام سوگند، پیمان (“سام” در معنای “داستان خوشایند” نامی است پسرانه)
سامره مؤنث سامر، نام شهری در عراق که مرقد امام دهم و یازدهم در آن واقع شده است.
سامه سوگند، پیمان,پناهگاه
سامیار از نام های برگزیده
سامیرا سمیرا، زن بزرگوار، نام عمه شیرین در داستان خسرو و شیرین ترجمه عربی مهین بانو است، نام محلی در نزدیکی مکه، وسیله ای که با آن حجامت می کنند.
سامینا ترکیب “سا” پیشوند مشابهت + “مینا” (نام گل، نام پرنده)  مثل مینا، همانند گل مینا.
سامینه ماهر
سامیه مؤنث سامی، زن بلند قد، کسی که عازم شکار است.
سان آی زیبا و درخشان ماننده ماه نام ایرانی
ساناز نوعی گل، نادر، کمیاب
سانای مهنام، بلند آوازه و گرامی، بی قرار
سانلی معروف، نامدار
سانوا دختر خوش سخن ، بانویی که شیرین حرف می زند
سانیا در گویش مازندران سایه روشن جنگل
ساهره مؤنث ساهر، چشمه روان
ساورینا امید
ساوند نام روستایی در نزدیکی کرمان
ساویز خوش خلق، نیکخو
ساویس گرانمایه و با ارزش
ساوین سبدی که در آن پنبه می گذارند.
سایا اسم ترکی – فارسی، در ترکی: به معنای یک رنگ و بی ریا و در فارسی: به معنای ساینده است. سیمرغ، عنقا
سایان اسم فارسی – کردی، منسوب به سایه، رشته کوهی در آسیای مرکزی، هم چنین نام روستایی در نزدیکی همدان
سایره ستاره گردنده، سیاره
سایمان سایمان در کردی به معنی مانند سایه و در ترکی به معنی “خوان بزرگ محاسب” است.
ساینا سیمرغ، عنقا
سایه تصویری از کسی یا چیزی که هنگام قرار گرفتن او یا آن در مقابل نور ایجاد می شود، تاریکی ای که به سبب جلوگیری از تابش مستقیم نور در جایی ایجاد می شود، هم چنین به معنی حمایت، پناه
سبا نام شهری در یمن که بلقیس ملکه انجا بوده است,شیفته و دلباخته شدن، اسیر شدن
سبارو کبوتر
سبزارنگ اسم یکی از الحان باربد، سبزرنگ
سبزبهار نام یکی از الحان قدیم ایرانی
سبزپری فصل بهار
سبزک مصغر سبز، پرنده ای سبز رنگ که مانند هدهد بر سرش تاجی دارد، معشوق، شیشه شراب
سبزه گیاهی که به صورت خودرو در جایی سبز شده است، چمن زار، گندمگون، سبزه وار، آنکه رنگ پوست گندمی دارد.
سبزه بهار سبزه ای که در فصل بهار می روید، بهار سبز و خرم
سبزه قبا سبزه (فارسی) + قبا (عربی) پرنده ای به رنگ آبی لاجوردی و دم آبی مایل به سبز اسم ایرانی دختر
سبزینه سبزرنگ، گندمگون
سپاکو نام همسر چوپانی که کوروش را به او سپرده بودند تا بکشد اما او مانع شد و کوروش را مانند فرزند خودش بزرگ کرد.
سپیتا سفیدترین و پاکترین
سپیته سپید و درخشان
سپیدار درختی از خانواده بید با برگ های براق اسم فارسی دختر
سپیده روشنی کم رنگ آسمان قبل از طلوع افتاب
سپیده گل گل سپید
سپینود از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر شنگل هندی و همسر بهرام گور پادشاه ساسانی
ستاتیرا استاتیرا، همسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی
ستاره هر یک از اجسام نورانی آسمان که شبها از زمین به صورت نقطه های نورانی دیده می شوند ، بخت، اقبال ، نام مادر ابوعلی سینا دانشمند نامدار ایرانی
ستاک شاخه تازه رسته و نازک
ستایش سپاس حمد خداوند، ستودن، تعریف، تمجید شدن
ستوده ستایش شده
ستی بانو، خانم، کلمه احترام – به کسر سین، سرسخت و محکم، سنی، قطعه ای فولادی و محکم که بر سر نیزه یا داس نصب میشود.
ستیا جهان هستی دنیا روزگار، بانوی نجیب و بلندمرتبه، لقب حضرت معصومه، کلمه “گیتی” در فارسی معاصر تغییر یافته همین اسم است.
ستیلا از القاب حضرت مریم سلام الله علیها و نام دختر امام موسی کاظم.
سحر زمان قبل از سپیده دم، صبح
سحرناز اسم از تر کیب: سحر (عربی) + ناز (فارسی): سحر (زمان قبل از سپیده دم) + ناز (زیبا)
سحرنوش سحر (عربی) + نوش (فارسی)، دوستدار سحر و روشنایی، صبوحی کننده
سدا نام قهرمان یکی از داستانهای ارمنی
سداب نام گیاهی است
سدن به فتح سین و کسر دال، پارچه ای که روی کعبه می کشند، خدمتکار کعبه
سدنا سجده کننده بر خانه خدا، مرکب از سدن (عربی) به معنای سجده کردن به کعبه + ابف فاعلی (فارسی)
سرایه به ضم سین، آواز، ترانه
سرآویز آنچه به سر می آویزند.
سرخاب سهراب، از شخصیت های شاهنامه، نام پسر رستم پهلوان شاهنامه و تهمینه، شاداب، گلگون
سرگل اولین گل، بهترین از هر چیز
سرمه ماده ای سیاه رنگ که برای آرایش مژه ها و پلک چشم به کار می رود
سرنا به ضم سین و سکون ر ، نوعی ساز بادی چوبی از خانواده نی که در نقاره خانه ها و روزهای جشن وسرور می نوازند
سروآزاد نام زنی در منظومه ویس و رامین
سروبن درخت سرو، معشوق خوش قد و قامت
سروتن آن که اندامی زیبا و بلندبالا دارد.
سروجهان نام دختر فتحعلی شاه قاجار
سرور شادمانی، خوشحالی
سروشا سروش + الف تانیث. در اوستا سروش به معنی اطاعت و فرمانبرداری امر خداوند و نام فرشته ای است که مظهر تسلیم و رضا در مقابل اهورا است.
سروگل مرکب از سرو (درختی همیشه سبز) + گل
سروناز درختی بلند و زینتی، معشوق خوش قد و قامت
سروین شبیه سرو، مانند سرو
سریر تخت پادشاهی، اورنگ
سریرا زیبا
سعیده مؤنث سعید، مبارک، خوشبخت، خجسته، سعادتمند
سکینه آرامش، آهستگی، نام دختر امام حسین (ع)
سلاله فرزند، نسل
سلدا کوهستان
سلطنت پادشاهی، فرمانروایی
سلما نام زنان عرب
سلماز سولماز
سلمه نام گیاهی است.
سلمی سلما
سلنا سولنا، خدای ماه، مجازا ماه
سلوی کبوتر بهشتی (بر وزن حلوا)
سلیمه مؤنث سلیم، دارای قدرت داوری و تشخیص درست، سالم
سلینا به فتح سین، مرکب از سلین ترکی بعلاوه پسوند نسبت فارسی، خروشان، مانند سیل، نام رودخانه ای در آذربایجان که از قره داغ سرچشمه می گیرد. اسم سلینا Selina با کسر سین نیز یک اسم بین المللی با ریشه یونانی می باشد به معنی ماه می باشد و در زبان های اسپانیایی و روسی کاربرد دارد.
سما آسمان
سمانه سُمانی بلدرچین
سمر افسانه، داستان ، مشهور اسم اصیل دختر
سمن رازقی، یاسمن
سمن اندام سمن پیکر
سمن بر آن که اندامی سفید و لطیف چون سمن دارد.
سمن پیکر آن که تنی سفید و نرم چون سمن دارد.
سمن چهر سمن چهره
سمن چهره آنکه چهره ای سفید و لطیف چون سمن دارد. نام زیبای دخترانه
سمن دیس مانند سمن، مانند یاسمن
سمن رخ سمن چهره
سمن رو سمن چهره
سمن روی از نام های برگزیده
سمن سیما سمن(فارسی) + سیما (عربی)، سمن چهره
سمن گل گل یاسمن
سمن ناز مرکب از سمن (یاسمن) + ناز (زیبا) نام دختر کورنگ
سمنبر لطیف، سفید و خوشبو
سمنزار بوستان یاسمن
سمنوی خوشبو، معطر
سمیرا هم صحبت شبانه
سمیرا میس ملکه افسانه ای آشور که به زیبایی و دانایی معروف است و باغ های معلق را همسرش برای او ساخته بوده است.
سمین چاق، فربه، ارزشمند و عالی معمولاً در مورد سخن و شعر گفته می شود.
سمینه مؤنث سمین، چاق، فربه
سنبل گل خوشه ای بلند، به هم فشرده، و معطر به رنگ های قرمز، آبی، سفید و زرد
سندس به فتح سین و دال، پارچه ای ابریشمی و لطیف، در قرآن آمده است که لباس ابرار از جنس سندس ساخته شده است.
سندوس نام خواهر خشایارشاه پادشاه هخامنشی
سنیا آزاده، رها (به ضم سین)
سها نام کوچکترین ستاره ی دب اصغر که در قدیم چشم پزشکان از آن برای آزمون صحت بینایی استفاده می کردند.
سهی صفت سرو، راست، از شخصیتهای شاهنامه، نام همسر ایرج پسر فریدون پادشاه پیشدادی
سهیزاد مرکب از سهی (صفت سرو، راست) + زاد
سهیلا نرم و ملایم
سوتیام نور چشمانم مرکب از سو به معنای نور و روشنایی و تیام به معنای دو چشم است.
سودا معنی اسم سودا در عربی (به مجاز): فکر، خیال، شور و شوق؛ اسم سودا در زبان ترکی عشق، سودا معنی شده است.
سودابه از شخصیتهای شاهنامه، نام شاه هاماوران و همسر کیکاووس پادشاه کیانی
سوده نام شهری در نزدیکی بغداد
سوره هریک از بخش های صدو چهاردهگانه قرآن که شامل چند آیه است.
سوری گل سرخ
سوریا ثریا
سوزان سوزاننده نام زن رامشگر تورانی
سوژا گیاه سویا
سوسا مرکب از سو (روشنایی، نور) + سا (پسوند شباهت و همانندی) persian girl names
سوسن گلی درشت و خوشه ای به رنگها و شکلهای مختلف
سوسنک از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از زنان شاعر بهرام گور پادشاه ساسانی
سوفرا از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری اهل شیراز
سوفی حکیم
سوفیا سوفیه نام پایتخت بلغارستان
سوگل سوگلی
سوگلی مورد محبت و علاقه بسیار، محبوب
سوگند قسم
سولاف آبشار کوچک
سولماز همیشه شاداب
سولینا رسمی، محترم، موقر، مقدس، با احترام، با تشریفات
سومیا محبوب، دوست داشتنی
سومیتا لطف و محبت، مهربانی
سومینا
سونا مرغ آبزی
سونای زیبا روی، ماه شب چهارده، قویی که پرهای سرش سبزرنگ است، تعلق به ماه داشته باشد.
سونیا خرد، عقل
سویل دوست داشته شده
سویل آی دوست داشته شده، جذاب مانند ماه
سوین عشق، علاقه شدید، محبت
سوینچ شادی
سی بل نام ربه النوع خاک
سی سام نام دختر مگابات
سی سی کام کامروا
سی گل سی عدد گل
سیب گل شکوفه سیب
سیتا جهان، گیتی
سیران سفر، گردش و تفریح
سیرانوش نام دیگر شیرین همسر خسروپرویز پادشاه ساسانی
سیرنگ سیمرغ
سیفور پارچه ابریشمی لطیف و ظریف
سیلوانا الهه جنگل، دختر جنگلی
سیم تن آن که بدنی سفید چون نقره دارد ، نام یکی از همسران بهرام گور پادشاه ساسانی
سیما روی ، چهره ،صورت
سیمبر دارنده اندام سفید
سیمرخ آن که چهره ای سفید چون نقره دارد. (سیم: نقره)
سیمروی سپیدروی
سیمگون نقره فام
سیمیا بلاغت، فصاحت، علوم ماورائی، همچنین نشان و علامت
سیمین ساخته شده از نقره، نقره ای
سیمین تن سیم تن نام های اصیل فارسی
سیمین چهر سپیدروی
سیمین دخت ازنام های برگزیده
سیمین رخ از نام های برگزیده
سیمینه سیمین
سیندخت از شخصیتهای شاهنامه، نام همسر مهراب کابلی پادشاه کابل و مادر رودابه
سینره گیاهی زینتی با خاصیت دارویی با گلهایی که در اواخر زمستان و اوایل بهار شکوفا می شوند، پامچال فرنگی

 

توجه داشته باشید که با کلیک بر روی هر یک از نامها میتوانید معنای آن نام را به طور کامل مشاهده کنید. ضمنا با توجه به اینکه فهرست نامهای ایرانی همواره در دست ویرایش و بهبود است لطفا با راهنمایی های خود و نیز پیشنهاد اسامی جدید که در فهرست نیامده، از بخش نظرات ما را در جهت بهبود هر چه بیشتر لیست راهنمایی کنید.

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.

کلیه حقوق برای وب سایت نماگرد محفوظ می باشد و کپی فقط با ذکر لینک پست مجاز است.